حکایت مرا در نظامیه ادرار بود

انتشار: چهارشنبه 3 اسفند 1401 شعر
حکایت مرا در نظامیه ادرار بود

حکایت مرا در نظامیه ادرار بود از باب هفتم در عالم تربیت بوستان، کتاب شاعر بزرگ قرن ششم، سعدی است.

مرا در نظامیه ادرار بود/شب و روز تلقین و تکرار بود

مر استاد را گفتم ای پر خرد/فلان یار بر من حسد می‌برد

چو من داد معنی دهم در حدیث/بر آید به هم اندرون خبیث

شنید این سخن پیشوای ادب/به تندی برآشفت و گفت ای عجب!

حسودی پسندت نیامد ز دوست/که معلوم کردت که غیبت نکوست؟

گر او راه دوزخ گرفت از خسی/از این راه دیگر تو در وی رسی

حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی

حکایت در فضیلت خاموشی و آفت بسیار سخنی

حکایت دو کس گرد دیدند و آشوب و جنگ

حکایت دو کس گرد دیدند و آشوب و جنگ

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا