حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

انتشار: چهارشنبه 24 اسفند 1401 شعر
حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت

حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت از باب نهم توبه و راه صواب کتاب بوستان سعدی می باشد.

فرو رفت جم را یکی نازنین/کفن کرد چون کرمش ابریشمین

به دخمه برآمد پس از چند روز/که بر وی بگرید به زاری و سوز

چو پوسیده دیدش حریرین کفن/به فکرت چنین گفت با خویشتن

من از کرم برکنده بودم به زور/بکندند از او باز کرمان گور

در این باغ سروی نیامد بلند/که باد اجل بیخش از بن نکند

قضا نقش یوسف جمالی نکرد/که ماهی گورش چو یونس نخورد

دو بیتم جگر کرد روزی کباب/که می‌گفت گوینده‌ای با رباب:

دریغا که بی ما بسی روزگار/بروید گل و بشکفد نوبهار

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت/برآید که ما خاک باشیم و خشت

حکایت یکی پارسا سیرت حق پرست

حکایت یکی پارسا سیرت حق پرست

حکایت کهنسالی آمد به نزد طبیب

حکایت کهنسالی آمد به نزد طبیب

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا