حکایت در معنی بیداری از خواب غفلت از باب نهم توبه و راه صواب کتاب بوستان سعدی می باشد.
فرو رفت جم را یکی نازنین/کفن کرد چون کرمش ابریشمین
به دخمه برآمد پس از چند روز/که بر وی بگرید به زاری و سوز
چو پوسیده دیدش حریرین کفن/به فکرت چنین گفت با خویشتن
من از کرم برکنده بودم به زور/بکندند از او باز کرمان گور
در این باغ سروی نیامد بلند/که باد اجل بیخش از بن نکند
قضا نقش یوسف جمالی نکرد/که ماهی گورش چو یونس نخورد
دو بیتم جگر کرد روزی کباب/که میگفت گویندهای با رباب:
دریغا که بی ما بسی روزگار/بروید گل و بشکفد نوبهار
بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت/برآید که ما خاک باشیم و خشت
ارسال دیدگاه