قدرت و معجزات بخشیدن
در مقالات قبلی درباره قدرت شگفت انگیز دعا مطالبی ارائه دادیم و در این بخش، موفقیت دایان در زمینه قدرت بخشش را بررسی میکنیم. در این جهانی پر از شگفتی، قوانین زیبایی وجود دارند که پیش از ما بودهاند، در زمان ما هستند و پس از ما نیز با قدرت ادامه خواهند داشت. قانون قدرت بخشش یکی از این قوانین زیبا و شگفتانگیز است. این قانون به این صورت عمل میکند که اگر کسی چیزی را به دیگران ببخشید، به اندازه همان چیزی که بخشیده و حتی بیشتر از آن را دریافت خواهد کرد. این قانونی ساده و بسیار جذاب است، اما هر کسی به انجام آن نمیپردازد، زیرا به بخش دوم این قانون، که بازگشت اموال یا چیزهای بخشیده شده است، چندان اعتماد نداریم.
چه ما باور کنیم و چه نکنیم، این قانون شگفتانگیز وجود دارد و فعال است. بخشیدن، آیا ترسناک است؟ وقتی هنوز وارد میدان نشدهایم، خیلی ساده است. میتوان افراد زیادی را پشت سر هم ردیف کرد و ساعتها در مورد قدرت بخشش و فواید آن صحبت کرد. اما زمانی که قرار باشد وارد میدان شویم، داستان تغییر میکند. دیگر از آن سکانس رویایی که ساعتها دربارهاش صحبت میکردیم، خبری نیست. چرا وقتی نوبت به عمل میرسد، بخشش و بخشیدن سخت میشود؟
جواب این سوال آسان است. اغلب ما وقتی صحبت از بخشیدن میشود، ناگهان به فکر راهاندازی کسبوکارمان میافتیم، به فکر قسطهای بانکی، اختلاف طبقاتی در جامعه و ناگهان به این نتیجه میرسیم که “من الان خودم مستحق دریافت کمک هستم؛ از کجا پول بیاورم و بخشیدن کنم؟” اصل ماجرا این است که در این مواقع، فکر میکنیم قدرت بخشش فقط متعلق به افراد پر درآمد و ثروتمند است. کسانی که به قول معروف، پول از پارویشان بالا میرود و با بخشیدن مقدار اندکی از اموالشان، چیزی از آنها کم نمیشود. به خودمان میگوییم اگر با این میزان از درآمدمان شروع به بخشیدن کنیم، ظرف یکی دو روز ورشکسته میشویم. باید صبر کنیم تا به مقدار درآمد رویاییمان برسیم و سپس بخشیدن را شروع کنیم. باید تلاش کنیم که سرمایه خود را راکد نگه داریم تا از طریق آن خوب زندگی کنیم. نباید فکر کنید آنچه که میبخشید، از طریق همان شخصی که به او بخشیدهاید، به شما باز میگردد. اما به شما اطمینان میدهم که بیشتر از آنچه بخشیدهاید، دریافت خواهید کرد.

بخشیدن داریم تا بخشیدن
جهان هستی بسیار مرموز و عجیب رفتار میکند. در همین هوایی که نفس میکشیم، عدهای با بخشیدن پولشان به دیگران دچار دردسر میشوند و ماجراهای عجیب و غریبی برایشان رخ میدهد. در نهایت به این نتیجه میرسند که واقعاً پولشان را به هدر دادهاند. در آن طرف میدان، عدهای با کمک بسیار کمی، فرصتهای عجیب و باورنکردنی را تجربه میکنند که به آسانی و سرعت به ذهنشان هم خطور نمیکرد. چه ماجرایی در این بخششها پنهان شده است که نتایجشان از زمین تا آسمان متفاوت است؟ بخشیدن چیز پیچیدهای نیست. اما چون ما انسانها فکر میکنیم چیزهای رایگان و ساده حتما کلکی در پشت خود پنهان کردهاند، دوست داریم فکر کنیم که بخشیدن هم چیز پیچیدهای است که نباید به آن نزدیک شویم. با وجود این همه نگرانی و محاسبات، جهان هستی اصلاً به مقدار کاری ندارد. فرقی نمیکند که یک هزار تومانی را ببخشیم یا یک میلیارد تومان، چون قدرت بخشش با این چیزها فعال نمیشود.

قانون قدرت بخشش چه زمانی فعال میشود؟
بیشتر وقتها در دنیای آدمها واژه بخشیدن دچار سوء تفاهم میشود. وقتی خوب دو دو تا چهارتا میکنیم، متوجه میشویم که ما اسم خیلی از چیزها را بخشیدن میگذاریم، در حالی که واقعاً بخشیدن نیستند. درست مانند سپاسگزاری کردن. اگر بخششی که میکنیم، تغییری در زندگی ما ایجاد نکند، پس بخشیدن ما با محاسبات جهان هستی و نظام شگفتانگیز که خدا آفریده است، بخشیدن محسوب نمیشود. در نظر جهان هستی و کائنات، تنها یک چیز به عنوان بخشیدن شناخته میشود و آن هم زمانی است که بخشیدن با احساس ما درگیر شود. به زبان سادهتر، درون تکتک ما یک دستگاه شناسایی بخشیدن وجود دارد که بسیار دقیق کار میکند و هیچ وقت هم دچار خطا نمیشود. این دستگاه شناسایی، حال خوب ما یا همان احساس خوبمان در زمان بخشیدن است.
بخشیدن، زمانی واقعاً بخشیدن به حساب میآید که با انجام آن، احساس خیلی خوبی را به دست آوریم.
انجام وظیفه کردن، بخشیدن نیست
همه ما به عناوین مختلف، بر حسب وظیفه یا اجبار، مبالغی را به دیگران یا سازمانها میپردازیم. آیا تا به حال شده که از پرداخت این مبالغ خوشحال شویم؟ آنقدر که اشکمان دربیاید و احساس کنیم هیچ خوشی بالاتر از این آفریده نشده است؟ انجام وظیفه، هرگز بخشیدن محسوب نمیشود. هیچ کس نمیتواند با خودش اینطور حساب و کتاب کند که “بله، چون من مالیات اموالم را میدهم و این پولها در نهایت صرف آبادانی کشور میشود، پس من در حال بخشیدن اموالم به دیگران هستم”.
فرق بخشیدن با بقیه دادنها
حقیقت این است که قانون قدرت بخشش به وظیفه، حس انساندوستی یا کمک به همنوع کاری ندارد. در یک کلام، حتی اگر کسی با پولش به سازمانهای خیریه کمک کند، مسجد، مدرسه یا بیمارستان بسازد، اما با این کارش از اعماق قلبش احساس شادمانی نکند، در واقع کار خاصی انجام نداده و فقط پولش را خرج کرده است! چون قانون قدرت بخشش، فقط و فقط به احساس ما متصل است. البته، همه میدانیم که پرداخت قبض گاز، کمک به سازمانهای خیریه یا ساختن مدرسه و بیمارستان، کارهای بسیار شایستهای هستند، اما تنها چیزی که حساب آن را از بخشیدن جدا میکند، احساس درونی ما در زمان انجام این کارها است.
همه چیز به احساس ما بستگی دارد. کائنات به زبان احساس ما سخن میگویند، به احساس ما پاسخ میدهند و مشابه آنچه احساس میکنیم را برایمان فراهم میکنند.
قدرت و معجزات بخشیدن و انفاق
در بخش قبلی درباره قدرت و معجزات بخشیدن و انفاق قسمت اول کمی در مورد بخشیدن، قدرت آن و روش فعالسازی قانون قدرت بخشش صحبت کردیم. در قسمت دوم به دنبال یافتن پاسخ دو پرسش مهم در مورد بخشیدن هستیم. هر پرسش نکتهای دارد و هر پاسخ چراغی را در مسیر بخشیدن برای ما روشن میکند. از کنار پرسشها به آسانی رد نشوید و بیشتر از یک بار آنها را بخوانید. گاهی پرسیدن سوال درست، بیشتر از یافتن یک پاسخ، مسیر زندگی ما را تغییر میدهد.
سوال دوم: چه زمانی ببخشیم و چه زمانی نبخشیم؟
بر خلاف تصور بسیاری از ما، بخشیدن هم زمان مناسب خودش را دارد. به قول حضرت حافظ: “هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد”. هر کاری تنها هنگامی به نتیجه درست میرسد که در زمان و مکان مناسب انجام شود. حتی بخشیدن هم از این قانون مستثنی نیست.
در زمان درست بخشیدن، بهتر از بخشیدن معمولی است.
پیدا کردن زمان درست
همه ما در طول روزهای زندگیمان و به علتهای بسیار متفاوت، احساسهای مختلفی را تجربه میکنیم. گاهی خوشحالیم، گاهی عصبانی، گاهی غمگینیم و گاهی از شدت هیجان در پوست خود نمیگنجیم. تنوع احساسهای ما زیاد است و حتی گاهی در یک لحظه، ترکیبی از چند احساس را به صورت همزمان تجربه میکنیم. اما در این بین، پیدا کردن زمان درست برای بخشیدن، کار آسانی است. بخشیدن در زمان درست، یک فرمول ساده دارد:
“زمانی ببخشید که احساس خوبی دارید.” بخشیدن در زمان عصبانیت، از سر اجبار، زمانی که احساس کمبود پول میکنید یا حتی در رودربایستی قرار گرفتهاید، بخششی واقعی به شمار نمیرود و قانون جهانی قدرت بخشش را فعال نمیکند.
چون علاوه بر اینکه بخشیدن واقعی باید احساس فوقالعادهای را در ما ایجاد کند، ما نیز باید زمانی که احساس خوبی داریم، چیزی را ببخشیم.
اولین بخش از چرخه قدرت بخشش، احساس خوب شما در زمان بخشیدن است، دومین بخش، خود بخشیدن است، سومین بخش، احساس خوبی است که بخشیدن در شما ایجاد میکند.
از سه بخش اصلی این چرخه، دو بخش آن در کنترل شماست و سومی را جهان هستی در دست دارد. یادتان باشد که اولین قدم را شما باید بردارید. به قول حضرت مولانا، “گر توکل میکنی در کار کن/ کشت کن پس تکیه بر جبار کن”.

اگر روز بدی داشتید یا در شرایط بد روحی قرار گرفتید، تنها به این خاطر که فکر میکنید باید چیزی را ببخشید، این کار را انجام ندهید. این گونه بخشیدن و در این زمان بخشیدن، نه برای شما و نه برای فرد گیرنده، فایدهای ندارد. یادتان باشد که در این جهان، فرمانروایی احساس، حرف اول را میزند. در این گونه مواقع، کمی صبر کنید. منتظر بمانید تا دوباره در مدار احساس خوب قرار بگیرید. آنگاه ببخشید. در مورد جریان بخشیدن، کمی جلوتر و بسیار مفصلتر صحبت خواهیم کرد.
بخشش، قانونی جهانی است که فقط در یک لحظه درک میشود، اما به تنهایی میتواند روی کل زندگیتان تأثیر بگذارد. تنها به این دلیل که روی این قضیه تأثیر نگذاشتید، دلیل نمیشود که نتوانید از عملکرد خود لذت ببرید. یک بار بخشیدن واقعی را امتحان کنید و بگذارید تجربهتان قضاوت کند.
جان زاپا

سوال سوم: به چه کسانی ببخشیم؟
به نظر من این بخش، یکی از جالبترین پرسشها در مورد قانون قدرت بخشش است. وقتی در مورد این بخش از قانون قدرت بخشش فهمیدم، به یاد آن ضربالمثل قدیمی افتادم که میگفت: “چراغی که به خانه روا است، به مسجد حرام است”.
بسیاری از ما وقتی حرف از انجام کاری میزنیم، به چیزهای دور و درازی فکر میکنیم. فرقی هم نمیکند که این کار چه باشد. چون ما رفتارهای کوچکمان را در کارهای بزرگمان هم تکرار خواهیم کرد. به قول “تی هارو اکر”، این که یک کار را چطور انجام میدهیم نشان میدهد که بقیه کارها را چطور انجام میدهیم.
اجازه بدهید یک مثال خیلی ساده برایتان بزنم. دوستی دارم که میگفت میتوان چندین نکته شخصیتی را از شیوه رفتار یک فرد، سر سفره غذا فهمید. مثلاً اگر فرد موقع برداشتن نمک از نمکدان جلوی خودش استفاده کند، یعنی فردی است که به داشتههایش اهمیت میدهد و از تمام توان و چیزهایی که اکنون دارد برای انجام کارها و رسیدن به اهدافش استفاده میکند. اما اگر با وجود نمکدان جلوی خودش، نمکدان جلوی فرد دیگری را بردارد، بدان معنی است که او به داشتههایش توجهی ندارد، مدام در حال کندوکاو در داشتههای دیگران است و فکر میکند آنچه دیگری دارد بهتر از چیزی است که خودش در اختیار دارد.
البته این فقط یک مثال ساده یکوجهی است. اما اگر کمی در رفتارهایمان دقیق شویم، میبینیم که نمونههایی مشابه این رفتارهای کوچک در زندگی ما نیز تکرار میشوند و جالب اینجا است که با اصلاح همین رفتارهای کوچک و به ظاهر بیمعنی، میتوان شیوه تفکر یک فرد را تغییر داد.
در مورد بخشیدن نیز ماجرا به همین روش در جریان است. زمانی که میخواهیم به فردی پول ببخشیم:
نیازی نیست به دنبال افراد غریبه بگردیم. بهترین افرادی که میتوانیم به آنها ببخشیم در نزدیکی ما زندگی میکنند.
چند دقیقه زمان بگذارید و لیستی از این افراد تهیه کنید. ببینید از بخشیدن به چه کسانی احساس خیلی خوبی به شما دست میدهد؟
چه کسانی به شما الهام و امید میدهند؟
چه کسانی باعث میشوند شما احساس خوبی نسبت به خود، زندگی، آرزوها و اهدافتان داشته باشید؟
چه کسانی از شما حمایت میکنند، چه کسانی مراقبتان هستند و دوستتان دارند؟
به شما اطمینان میدهم که بعد از نوشتن این فهرست، شگفتزده خواهید شد. چون با چشم خودتان خواهید دید که چه افراد نابی در کنارتان زندگی میکنند و اوضاع بهتر از آن چیزی است که تصور میکردید. پس دایره بخشیدن خود را از میان نزدیکترین افراد به خودتان انتخاب کنید و استارت این قانون جادویی را بزنید.
قدرت و معجزات بخشیدن و انفاق
در قسمت دوم قدرت و معجزات بخشیدن و انفاق، پاسخ دو پرسش مهم در مورد بخشیدن را ارائه دادیم. هر پرسش نکتهای دارد و هر پاسخ چراغی را در مسیر بخشیدن برای ما روشن میکند. از کنار پرسشها به آسانی رد نشوید و بیشتر از یک بار آنها را بخوانید. گاهی پرسیدن سوال درست، بیشتر از یافتن یک پاسخ، مسیر زندگی ما را تغییر میدهد.
سوال اول: چقدر ببخشیم؟
اندازه برای کائنات معنایی ندارد. این حقیقتی است که قانون جاذبه در اختیار ما قرار داده است. اما در دنیای ما آدمها، اندازه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. هیچ کس نمیتواند بگوید که یک اسکناس هزار تومانی به اندازه یک چک سفید امضا معتبر است. پس چگونه میتوان پاسخ این پرسش را فهمید؟
در این بین توجه کردن به یک نکته میتواند ما را به پاسخ نزدیک کند و آن نکته این است: «فرقی نمیکند که چه مقدار به دیگران بخشیم، مهم این است که با چه انگیزهای ببخشیم». معیار واقعی برای فعال شدن قانون قدرت بخشش، دلیل بخشیدن است. به همین دلیل است که عدهای با پرداخت مبالغ زیاد هم نمیتوانند قانون قدرت بخشش را فعال کنند و در عوض فرد دیگری با پرداخت مبلغ خیلی کمی، به آسانی میتواند جریان بخشیدن را به راه بیندازد. پس مقدار بخشیدن مهم نیست، انگیزه بخشیدن بسیار مهم است. انگیزه ما باید اینگونه باشد که اگر پولی را میبخشیم به خاطر عشقی است که بابت قدردانیمان برای زندگی در این دنیا به آن تقدیم میکنیم.

سوال دوم: چه ببخشیم؟ محدودیتی در مورد چیزهایی که میتوانیم به دیگران ببخشیم وجود ندارد و قانون قدرت بخشش هم فقط شامل پول نمیشود. شما هر چیزی را میتوانید ببخشید. میتوانید کتاب، مهارت، مشورت یا حتی عشق و محبت خود را به دیگران ببخشید. اما توجه داشته باشید که بخشیدن واقعی در مورد هر چه که انجام شود، مشابه همان به طرف شما باز میگردد. بنابراین انتظار نداشته باشید که با محبت کردن به دیگران، کائنات به سمت شما پول روانه کند. اما میتوانید مطمئن باشید که در قلب دیگران از جایگاه خاصی برخوردار خواهید بود.
به همین ترتیب، زمانتان را به دیگران اختصاص دهید تا وقت بیشتری برای خودتان پیدا کنید. مهارت خود را به دیگران یاد بدهید تا فرصت ملاقات با استادان واقعی را پیدا کنید. اما تنها در صورتی که پول خود را ببخشید میتوانید در مدار ثروتمند شدن قرار بگیرید.
نکات مهم در مورد بخشیدن و انفاق
نکته اول: با ترس نبخشید
وقتی بخشیدن را به عنوان یک قانون حقیقی جهانی میپذیریم، گاهی در مسیر بخشیدن خود دچار سوتفاهمهایی میشویم. بخشیدن با ترس، یکی از همین سوتفاهمها است. این گونه تفکر ناشی از یک انحراف فکری کوچک است که در زمینه بخشیدن یا سایر قوانین کائنات به وجود میآید. انحرافی که باعث میشود تا فکر کنیم اگر همیشه ببخشیم، یعنی به جهان هستی اعلام کردهایم که ما خیلی پولداریم و اگر روزی چیزی را نبخشیم، جهان هستی دچار سوتفاهم میشود و فکر میکند که ما پول نداریم و دچار کمبود پول در زندگیمان میشویم.
بنابراین، ترس از کمبود پول باعث میشود که به دیگران کمک کنیم. همین ترس ما را سمت یک میانبر هدایت میکند و به جایی میرسیم که در خیال خود میخواهیم سر کائنات کلاه بگذاریم. در این حالت، اگرچه بخشیدن، اما این بخشیدن، بسیار کم، با ترس و هدفمند است.
در آن طرف ماجرا، کائنات معیار دیگری برای شناسایی حقیقی بودن کار ما دارد. شاید بتوانیم در ظاهر، همه چیز را مرتب نشان دهیم، اما در باطن، کار ما بیرنگ و خاموش خواهد بود.
راه چاره چیست؟ راه گذر از این ترس، رسیدن به مغز مطلب است. به قول شمس الدین مغربی:
نـــظر را نغــــز کـــــــن تا نغــــز بینی
گـــــذر از پوســــت کن تا مغز بینی
برای نشان دادن موفقیت و شادکامیمان به کائنات، لازم نیست پول خرج کنیم. هدف از بخشیدن نیز خرج کردن پول با اجبار نیست. در آن صورت، دیگر بخشیدن نیست و نوعی باجگیری به حساب میآید.
حقیقت این است که بخشیدن نوعی سپاسگزاری در عمل است. اگر مقاله سپاسگزاری و شکرگزاری را مطالعه کرده باشید، در آنجا به این مسئله اشاره کردیم که با مرور روزانه موهبتهایی که شامل حالمان میشود، نه تنها حضور آنها را در زندگیمان پررنگتر میکنیم، بلکه باعث ورود ماجراهای بسیار زیبایی به زندگیمان میشویم. انسان سپاسگزاری باشید. این بهترین راه تداوم و پیشرفت موهبتها در زندگیتان است. بخشیدن را نمیتوان هر لحظه انجام داد، اما هر لحظه میتوان انسان سپاسگزاری بود.

توضیح کامل و قابل فهم از قانون بخشیدن و انفاق:
شاید با خواندن توضیح بالا کمی در گم شده باشید. اگر بخواهم به صورت قابل فهم موقعیت سپاسگزاری و بخشیدن و انفاق را برایتان توضیح دهم، اینگونه از آب در میآید: سپاسگزاری، اتمسفری جادویی است که در آن نفس میکشیم و بخشیدن، ستارههایی در جیبمان هستند که آنها را به دیگران هدیه میدهیم.
اگر این ستارهها را از سر شوق و شادی و به خاطر تشکر از حضور در این اتمسفر سپاسگزاری به دیگران بدهیم، موجودی این ستارهها چندین و چند برابر میشود. آنقدر که دیگر در جیبمان جا نمیشوند و برای حملشان به چندین و چند گاری نیاز پیدا میکنیم. اما اگر ستارههایمان را محکم در جیبمان نگه داریم یا وقتی آنها را به دیگران هدیه میکنیم، با حسرت، ترس و احساس بدی این کار را انجام دهیم، موجودیشان تغییری نمیکند. همین! هیچ چیز ترسناکی پشت این ماجرا وجود ندارد.
در واقع، بخشیدن و انفاق هدیهای است که در اختیار ما قرار گرفته است. این هدیه علاوه بر اینکه باعث میشود احساس شگفتانگیزی را تجربه کنیم، جوایز زیادی را برایمان در نظر میگیرد.
با قسمت چهارم با ما همراه باشید.
در مجله دایان نظراتی حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین جای ندارد.