زندگینامه حافظ شیرازی/چند شعر بسیار زیبا از حافظ شیرازی

دوشنبه 15 آذر 1400 شعر
حافظ شیرازی

چکیده ای از زندگینامه حافظ شیرازی:

نام اصلی حافظ شیرازی : خواجه شمس‌الدین محمد بن بهاءالدّین محمد شیرازی

تولد : حدود ۷۲۷ هجری قمری شیراز

مرگ : ۷۹۲ هجری قمری شیراز

محل خاکسپاری : حافظیهٔ شیراز

پیشه:  شاعر

آثار: دیوان حافظ

لقب: لِسان‌ُالْغِیْب، تَرجُمانُ الْاَسرار، لِسان‌ُالْعُرَفا و ناظِم‌ُالاُولیاء

 

زندگینامه خواجه شمس الدین

زندگینامه خواجه شمس الدین

حافظ شیرازی متولد چه سالی است؟

محمّدْ حافظِ شیرازی (زادهٔ ۷۲۷ هجری قمری – درگذشتهٔ ۷۹۲ هجری قمری در شیراز)، مشهور به لِسان‌ُالْغِیْب،شاعر فارسی‌زبانِ سدهٔ هشتم ه‍.ق شیراز است.بیش‌تر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات شهرت دارند.

 

خانواده حافظ که بود:

پدر حافظ به نام بهاالدین محمد بوده و مادرش اهل کازرون بوده است. در شعرهای حافظ اشاره های کوچکی از زندگی خودش شده است و بیشتر غزل های او شخصیت های افسانه ای که سروده است در ذهن مردم تداعی میکند.

پدر حافظ بهاالدین در ایام كودكی حافظ از دنیا رفت. پس از آن حافظ با مادرش زندگی سختی را در پیش گرفت و برای كسب درامد به كارهای سخت و طاقت فرسا پرداخت و به سختی به تحصیل علوم پرداخت

بیشتر بخوانید:زندگینامه عمرخیام نیشاپوری بزرگترین دانشمند قرن پنجم

 

حافظ شیرازی

حافظ شیرازی

همسر و فرزندحافظ که بود:

شیخ حافظ شیرازی درجوانی در نانوایی کار می کرد و نان را به منطقه ثروتمندنشین شهر می رساند. در همین بحبوحه او با شاخه نبات دختر زیبای که مسحور زیبایی و کمالات او شد، آشنا شد . او برای رسیدن به وصال یار، 40 شبانه روز در آرامگاه بابا کوی شب زنده داری کرد و به دعا پرداخت . سپس به وصال یار دست یافت و با شاخه نبات ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک فرزند بود.

حافظ در بیست سالگی ازدواج کرد و بعد از مرگ همسرش دیگر ازدواج نکرد.  سال های اول ازدواج پسری به دنیا آورده باشد که تنها فرزند حافظ است

 

شغل حافظ شیرازی

در دوران شاه شیخ ابواسحاق حافظ به دربار راه یافت و شغل دیوانی پیشه نمود . حافظ علاوه بردربار شاه ابواسحاق در دربار شاهان دیگر مانند شاه شیخ مبارزالدین، شاه شجاع، شاه منصور و شاه یحیی نیز راه داشته است. امرار معاش حافظ از طریق شغل دیوانی بوده و شاعری پیشه اصلی او نبوده است

 

آثار حافظ شیرازی : 

دیوان حافظ شامل 500 غزل، 42 رباعی و چندین قصیده می باشد که در طول 50 سال سروده است. از آن جایی که حافظ تنها در لحظاتی که خاص و الهام بخش بود به سرودن اشعارش می پرداخت، دیوان حافظ بیش از چهارصد بار به زبان فارسی و زبان های دیگر در دنیا به چاپ رسیده است.

 

بیشتر بخوانید:زندگینامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

 

آرامگاه حافظ شیرازی

آرامگاه حافظ شیرازی

درگذشت حافظ شیرازی:

مرگ حافظ در سال 971 ه.ق یا 792 ق روی داده است و حافظ در گلگشت مصلی که منطقه ای زیبا و با صفا بود به خاک سپرده شد .

روایت است زمان دفن حافظ ، عده ای به علت اشعار او که درباره می گساری بوده با دفن وی به شیوهٔ مسلمانان مخالف بودند اما برخی دیگر حافظ را مسلمان و معتقد می دانستند. به علت ایجاد دو دستگی تفالی به دیوان خود حافظ زدند که این بیت آمد:

 

قدم دریغ مدار از جنازهٔ حافظ که گرچه غرق گناه است، می رود به بهشت

این شعر تأثیر زیادی در ساکت کردن بدخواهان حافظ داشت.

 

زندگینامه خواجه شمس الدین

زندگینامه خواجه شمس الدین

چند شعر زیبا از حافظ شیرازی

شعر غمگین عاشقانه از حافظ

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

تا درخت دوستی کی بر دهد

حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم

گفت و گو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

شیوه چشمت فریب جنگ داشت

ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم…

***********************

شعر زیبا حافظ درباره دوست

یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست

خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

لعلی از کان مروت برنیامد سال هاست

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند

کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد

صدهزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد

زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش

از که می پرسی که دور روزگاران را چه شد

***********************

شعر حافظ درباره خدا

در خرابات مغان نور خدا می بینم

این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو

خانه می بینی و من خانه خدا می بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن

فکر دور است همانا که خطا می بینم

سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب

این همه از نظر لطف شما می بینم

هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال

با که گویم که در این پرده چه ها می بینم

کس ندیده ست ز مشک ختن و نافه چین

آن چه من هر سحر از باد صبا می بینم

دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید

که من او را ز محبان شما می بینم

***********************

شعر حافظ در مورد عشق

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد

چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت

آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار

طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر

وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می ام ده که نگارنده غیب

نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره مینایی

کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت

یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

***********************

رباعیات حافظ

امشب ز غمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست

تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

هر پاک روی که بود تردامن شد

گویند شب آبستن غیب است

عجب چون مرد ندید از که آبستن شد

 

حکایت حاتم طائی
بزرگ ترين دانشمندان دنیا ابن سینا

زندگینامه ابو علی سینا

سهراب سپهری

بیوگرافی سهراب سپهری شاعر طبیعت

آخرین دیدگاه‌ها

×

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا