نوآوری در شرکتهای خانوادگی
شرکتهای خانوادگی اغلب به عنوان نهادهای نوآوری در شرکتهای خانوادگی شناخته نمیشوند و بیشتر به عنوان سازمانهایی با ریسکگریزی و سنتی دیده میشوند. تحقیقات نشان دادهاند که این شرکتها تمایل بیشتری به ریسکگریزی نسبت به شرکتهای غیرخانوادگی دارند، اما برخی یافتهها نشان میدهند که وضعیت به شرایط خاص هر شرکت خانوادگی بستگی دارد و در برخی موارد ممکن است به ریسکهای غیرمنطقی منجر شود.
ویژگیهای ویژه این شرکتها معمولا مانع از نوآوری در شرکتهای خانوادگی میشود، از جمله:
- کمتر در معرض ایدههای نوآورانه قرار دارند؛ به ویژه در خانوادههایی که رهبران کسبوکار تاکنون در مکان دیگری فعالیت نکردهاند.
- عدم تمایل به پذیرش ایدههای بیرونی، زیرا باور دارند که اعضای خانواده که سالها در کسبوکار مشغول به کار هستند، بهتر از دیگران به اصول موفقیت در شرکت آشنا هستند.
- نیاز محدود به پذیرش ریسک، زیرا تمام دارایی خانوادگی در یک فعالیت سرمایهگذاری شده است: کسبوکار.
اما هنوز هم، بسیاری از شرکتهای خانوادگی در صنایع خود به عنوان نوآورترین شرکتها شناخته میشوند. به عنوان مثال، شرکت چیپس Herr’s و Enterprise Rent-A-Car را میتوان نام برد. Herr’s در صنعتی کوچک قرار دارد که بزرگان مانند Lay’s در آن فعالیت میکنند؛ غولهایی که میتوانند با پیگیری یک ایده، منابع بیشتری نسبت به Herr’s برای توسعه محصول هزینه کنند و آسیب کمتری ببینند. با این حال، Herr’s یازدهمین تولیدکننده چیپس در جهان است که هر ساله ۵ تا ۱۰ اسنک جدید معرفی کرده و به طور مداوم ۳۷۵ خط تولید خود را گسترش میدهد. یکی از جدیدترین محصولات آن چیپس Philly Cheese Steak است که در فیلادلفیا راهاندازی شده است.
چگونه Herr’s توانسته است غولهای صنعت خود را به حاشیه براند؟ ریچارد جورج، استاد بازاریابی مواد غذایی در دانشگاه سنتجوزف میگوید: «کلید موفقیت آنها کوچک و چابک بودن است. تمرکز آنها بر محصولات منحصربهفرد است.» کسبوکارهای خانوادگی نشان میدهند که تصمیمگیری در یک محیط سریع که مدیریت و مالکیت به طور همزمان بر نوآوری در شرکتهای خانوادگی تأثیر میگذارد، ممکن است.
Enterprise Rent-a-Car به عنوان بزرگترین شرکت اجاره خودرو در جهان با درآمد ۹ میلیارد دلار، به رغم اینکه در مالکیت و مدیریت خانواده تیلور قرار دارد، بسیاری از جوانب نوآوری در شرکتهای خانوادگی را نشان میدهد؛ به عنوان مثال، این شرکت به خاطر سوار کردن مشتریان از خانه مشهور است. یکی از نوآوری در شرکتهای خانوادگی مؤثر در این شرکت، فعالیتهای منابع انسانیاش است. در کسبوکاری که اکثر کارکنان آن فارغالتحصیل دانشگاه نیستند، Enterprise تنها فارغالتحصیلان را استخدام میکند و سالانه بیش از ۷ هزار فارغالتحصیل دانشگاهی را به خدمت میگیرد که بیشتر از هر شرکت دیگری در ایالات متحده است.
پاداشهای تشویقی ابزاری است که فارغالتحصیلان را جذب میکند. هر شعبه از Enterprise به عنوان یک مرکز سود عمل کرده و پاداشهای مدیران در هر شعبه به شدت به عملکرد مستمر وابسته است و فرصتهایی برای مدیران مستعد فراهم میکند تا پاداش خود را افزایش دهند. این روند پاداش در سراسر نواحی، مناطق و گروهها گسترش یافته و تحرک میان فارغالتحصیلان دانشگاهی را افزایش میدهد. عملکرد شعبه بر اساس میزان فروش و همچنین شاخص رضایت مشتری اندازهگیری میشود و اگر یک شعبه نتواند میانگین شرکت را برآورده کند، مدیر آن شعبه نمیتواند ترفیع یابد.
این مثالها نشان میدهند که نوآوری در شرکتهای خانوادگی به دانش و خلاقیت مدیریت و اشتیاق مالکان برای موفقیت وابسته است و فرهنگ کسبوکار خانوادگی در صورت هدایت درست میتواند منجر به نوآوری در شرکتهای خانوادگی گردد.
شرکتهای خانوادگی زیادی وجود دارند که نوآوری در شرکتهای خانوادگی را به بازارها میآورند و ما در پی آن هستیم که مشخص کنیم شرکتهای خانوادگی از نظر نوآوری در شرکتهای خانوادگی چگونه با همتایان غیرخانوادگی خود مقایسه میشوند. تحقیق ما که توسط پاتریکیو دوران و توماس زلوگار انجام شده، نشان میدهد که پاسخ به این سوال چندان ساده نیست. یافتههای این مطالعه منتشر شده در مجله Academy of Management نشان میدهد که شرکتهای خانوادگی نسبت به دیگر شرکتهای غیرخانوادگی (دولتی و خصوصی) در نوآوری در شرکتهای خانوادگی کمتر سرمایهگذاری میکنند.
واقعیت این است که شرکتهای خانوادگی اغلب به عنوان شکلی محافظهکارانه از سازمان تلقی میشوند که نسبت به سرمایهگذاری در نوآوری در شرکتهای خانوادگی بیمیل هستند. با این حال، شواهد نشان میدهند که شرکتهای خانوادگی در حال شکوفاییاند و بسیاری از شرکتهای نوآور در شرکتهای خانوادگی در دنیای امروز از این نوع شرکتها هستند. پژوهش انجام شده نشان میدهد که شرکتهای خانوادگی به دلیل کنترل بالای خانواده بر شرکت، تمرکز ثروت و اهمیت اهداف غیرمالی، در نوآوری در شرکتهای خانوادگی سرمایهگذاری کمتری میکنند، اما نرخ تبدیل دادههای نوآوری در شرکتهای خانوادگی به نتایج و در نهایت خروجی نوآوری در شرکتهای خانوادگی آنان بیشتر از شرکتهای غیرخانوادگی است.
به طور میانگین، شرکتهای خانوادگی بودجه تحقیق و توسعه کمتری نسبت به سازمانهای هماندازه دارند، اما این به معنای نوآوری در شرکتهای خانوادگی کمتر نیست. بلکه پژوهش ما نشان داد که شرکتهای خانوادگی در فرآیندهای نوآوری در شرکتهای خانوادگی خود کارآترند و برای هر دلاری که در تحقیق و توسعه هزینه میشود، خروجی نوآورانه بیشتری بهدست میآورند.
این خروجی نوآورانه معمولاً با تعداد حق اختراعها، محصولات جدید یا درآمدهای حاصل از محصولات جدید اندازهگیری میشود. سطح نوآوری در شرکتهای خانوادگی بالاتر است. اما چرا؟ تفسیر ما این است که خانوادههای کارآفرین تمایل دارند ثروت خود را در یک یا چند شرکت متمرکز کنند؛ توجه کنید به تمرکز ثروت خانواده والتون در والمارت. این خانوادهها با هدف اجتناب از هرگونه اتلاف، بسیار محتاط هستند.
مالکان شرکتهای خانوادگی میتوانند از موقعیت خود به عنوان سهامداران قوی استفاده کنند تا اطمینان حاصل کنند که مدیران تنها به سرمایهگذاریهای محتاطانه متعهد هستند. این احتیاط به فرآیند نوآوری در شرکتهای خانوادگی نیز سرایت میکند. در مقایسه با دیگر سهامداران، مالکان کسبوکارهای خانوادگی این توانایی را دارند که اطمینان دهند که پول در پروژههای درستی سرمایهگذاری میشود و این منابع در مسیر بهرهوری بهکار میروند. به خاطر رابطه طولانیمدت آنها با شرکت، این مالکان دانش عمیقی از صنعت و ذینفعان دارند و زمان زیادی را با سازمان میگذرانند.
علاوه بر این، بسیاری از شرکتهای خانوادگی از فرهنگ «خانوادهدوستی» و روابط نزدیک خود با شرکای مختلف بهرهمند میشوند. شرکای این شرکتها میتوانند به آنها کمک کنند تا ایدههای خلاقانه، محصولات و فرآیندهای خود را توسعه دهند. همچنین دریافتیم که زمانی که اعضای خانواده علاوه بر مالکیت، مدیریت شرکت را نیز بر عهده دارند، اثر «داده کمتر، خروجی بیشتر» قویتر است. در این موارد، تضاد منافع میان مالکان و مدیران کمتر است. به عنوان مثال، مالکان و مدیرانی که اعضای خانواده هستند، در مورد افق زمانی سرمایهگذاریهای خود و همچنین تمایل به ریسک همسو هستند.
یک مدیر اجرایی از اعضای خانواده میتواند منبع ارزشمندی باشد، چرا که در کسبوکار رشد کرده و با پویاییهای صنعت و توزیع قدرت میان رقبا آشنا است. البته این یافته برای همه مدیران اجرایی خانوادگی صادق نیست. بر خلاف انتظارات، نتایج ما نشان میدهد شرکتهایی که توسط اعضای خانواده نسل قبلی مدیریت میشوند، نوآوری در شرکتهای خانوادگی بیشتری نسبت به سایر شرکتها دارند؛ در حالی که شرکتهایی که تحت مدیریت مؤسسان خود هستند، کارآیی کمتری در نوآوری در شرکتهای خانوادگی دارند.
به عبارت دیگر، نوع دوم ممکن است مبالغ بیشتری برای نوآوری در شرکتهای خانوادگی هزینه کنند اما نتایج نوآوری در شرکتهای خانوادگی کمتری بهدست میآورند. بر اساس نظریههای موجود در شرکتهای خانوادگی، دلیل این امر این است که مزیتهای این شرکتها به تدریج طی یک دوره طولانی ایجاد میشوند و به سرعت یا زمانی که تحت مدیریت نسل اول خانواده هستند، بروز نمیکنند. همچنین ممکن است گفته شود که گروههای مالکان اختصاصی، که اکثر شرکتهای خانوادگی نسل قبلی این ویژگی را دارند، بهتر میتوانند ایدههای بد را شناسایی و حذف کنند. در حالی که مؤسسان ممکن است نظر نامحدودی برای ارائه ایدههای ریسکپذیر داشته باشند.
یافتههای مطالعه ما نشان میدهد که شرکتهای خانوادگی با وجود تمایل به ریسکگریزی در سرمایهگذاری، میتوانند نقاط قوتی برای افزایش نوآوری در شرکتهای خانوادگی ایجاد کنند: وجود یک مالک متعهد و آگاه. همانطور که کمرلندر و گنتر در تحقیق خود درباره دیجیتالی شدن در شرکتهای خانوادگی بیان کردند، زمانی که مالکان خانوادگی به طور فعال در فرآیند نوآوری در شرکتهای خانوادگی شرکتهای خانوادگی مشارکت کنند، میتوانند تأثیر مثبتی بر نوآوری در شرکتهای خانوادگی داشته باشند.
آنها میتوانند با نزدیکی به شبکههای شخصی خود و اشتراکگذاری اطلاعات صنعتی با کارمندانی که سالها با آنها همکاری داشتهاند، از نوآوری در شرکتهای خانوادگی حمایت کنند. مالکان میتوانند با اختصاص بودجه برای پروژههای نوآوری در شرکتهای خانوادگی بلندمدت، نوآوری در شرکتهای خانوادگی را پرورش دهند. برای هدایت مؤثر فرآیندهای نوآوری در شرکتهای خانوادگی، مالکان شرکتهای خانوادگی باید از وضعیت سازمان خود آگاه باشند و اطلاعات بیشتری درباره توسعه فناوری و نیازهای مشتری جمعآوری کنند.
به عنوان مثال، Simone Bagel-Trah، رئیس هیاتمدیره شرکت خانوادگی هنکل، نمایانگر یک شرکت خانوادگی متعهد و آگاه است. هنکل به عنوان یک شرکت چندنسلی تولید کالاهای مصرفی، تعدادی از ۱۵۰ مالک خانوادگی آن به عنوان نوادگان مؤسس، بیش از ۶۰ درصد سهام این شرکت را در اختیار دارند. بر اساس مصاحبههای مختلف با مطبوعات آلمان، بیگل در تمرکز علایق خانواده و بیان آنها به نمایندگان شرکت بسیار فعال است.
از فرهنگ شرکت خانوادگی برای تقویت کارمندان بهره ببرید. به عنوان مثالی از یک شرکت خانوادگی که بر اعتمادیبودن تأکید دارد و نوآوری در شرکتهای خانوادگی را پرورش میدهد، شرکت تولیدی W. L. Gore و شرکا میباشد. این شرکت به کارمندان خود اجازه میدهد تا یک روز در هفته ایدههای جدیدی برای بهبود فرآیندها و محصولات ارائه دهند و تلاش میکند تا تبادل آزاد، خلاقانه و سازندهای در سازمان ایجاد کند. یکی از راهبردهای این شرکت این است که «اگر شما این هفته خطایی مرتکب نشدید، به این معنا است که به قدر کافی تلاش نکردید تا متفاوت و خلاقانه فکر کنید.»
این شرکت همچنین اطمینان حاصل میکند که با برگزاری جلسات میان-کارکردی و میان-مرتبهای برای تبادل ایدهها، نظرات به طور آزاد و بدون ترس در سطوح و بخشهای مختلف به اشتراک گذاشته شوند. پژوهش ما نشان داده است که سایر شرکتهای خانوادگی نیز تعاملات میان مدیرعامل و کارکنان را تسهیل کردهاند. برخی از این شرکتها بهطور رسمی جلسات «تبادل ایده» را با مدیرعامل و کارکنان برنامهریزی میکنند و برخی دیگر از رویدادهایی چون سالگردها و ورکشاپها برای سرمایهگذاری با مالکان و کارکنان خانوادگی استفاده میکنند.
مدیران ارشد اجرایی در شرکتهای خانوادگی که به تقویت کارکنان میپردازند، به طور مکرر با کارمندان در ارتباط هستند و این ارتباط شامل ارتباطات الکترونیکی و شخصی میشود. بسیاری از مدیران عامل خانوادگی که با آنها صحبت کردیم، از قدم زدن در ساختمانها و کارخانهها برای تبادل افکار و ایدهها با کارکنان خود لذت میبرند. شبکه خارجی مبتنی بر اعتماد خود را تقویت کنید. تحقیقات ما نشان داده که تکیه بر منابع معتبر میتواند برای توسعه ایدههای نوآورانه مؤثر باشد.
به عنوان مثال، یک کسبوکار خانوادگی آلمانی در جستجوی مدلهای جدید کسبوکار، گروهی متنوع از «دوستان» سازمان (مدیران داخلی و خارجی، سیاستمداران، استادان دانشگاه و دیگر مدیران خانوادگی) را دعوت میکند تا ایدههای خود را مطرح کنند. یک کسبوکار خانوادگی سوئیسی همچنین میزبانی یک رقابت سالانه بین تأمینکنندگان خود است که در آن تأمینکنندهای که بهترین ایده برای بهبود محصولات یا خدمات را ارائه دهد، گواهینامه و نشستی شام با تیم مدیریت شرکت دریافت میکند. این برای هر دو طرف مزایای زیادی دارد؛ شرکت خانوادگی ایدههای باارزشی را دریافت میکند و تأمینکننده اعتبار خود را افزایش میدهد و همه اینها در حالی است که هزینهها تحت کنترل باقی میمانند.
ممنون از مقاله خوبت! واقعاً نکات جالبی درباره شرکتهای خانوادگی و چالشهای نوآوری مطرح کردی. شاید اگر بیشتر به ایدههای نو اعتماد کنن، بتونند در آینده پیشرفتهای بیشتری داشته باشند. مقالهات کمی به نظر کمرنگ میومد، میتونی بیشتر مثال بیاری!
مقاله بسیار جالب و روشنگری بود! به نظرم اگر شرکتهای خانوادگی بیشتر به ایدههای نوآورانه توجه کنند، میتونند تحول بزرگی در کسبوکارشون ایجاد کنند. شاید یکم باید بیشتر ریسک کنند، اما نتیجهاش ارزشش رو داره!