جنگ ایل قشقایی با تجزیه طلبان در تاریخ ایران

چهارشنبه 31 تیر 1405 گوناگون
جنگ ایل قشقایی با تجزیه طلبان در تاریخ ایران

مرزبانی و استکبار ستیزی؛ میراث دیرین ایل قشقایی

ایل قشقایی در طول تاریخ همواره به عنوان یکی از ستون های استوار مرزبانی و دفاع از کیان ایران شناخته شده است. این ایل بزرگ، نگهبانی از سرحدات جنوبی کشور را رسالت ذاتی خویش دانسته و در مقاطع مختلف تاریخی، نقشی بی بدیل در مقابله با تجاوزات بیگانگان ایفا نموده است. در ادوار گذشته، قشقایی ها موظف بودند یک فوج کامل در ارتش ایران با عنوان و ترکیب اختصاصی قشقایی داشته باشند که نشان از جایگاه ویژه آنان در ساختار نظامی کشور دارد.

نبردهای تاریخی با متجاوزان خارجی

رویارویی با پرتغالی ها

نخستین گام های قشقایی ها در مسیر دفاع از تمامیت ارضی ایران، به نبرد با مهاجمان پرتغالی برمی گردد. در سال ۱۰۳۱ هجری قمری، به فرمان شاه عباس صفوی، ایل قشقایی در لشکرکشی امام قلی خان گرجی برای آزادسازی هرمز از چنگال پرتغالی ها شرکت داشت و نقش برجسته ای در این پیروزی تاریخی ایفا نمود. پژوهشگران بر این باورند که هدف صفویان از استقرار این خاندان در جنوب، دفع تجاوزات بیگانگان بوده است.

مقاومت در برابر هجوم افغان ها

در روزگار افول صفویان و حمله محمود افغان، اسماعیل خان قشقایی پیشنهاد انتقال دربار صفوی به میان ایل قشقایی و هم افزایی با ایلات بختیاری و بویراحمد را برای مقابله با مهاجمان ارائه داد. هرچند این پیشنهاد مورد پذیرش قرار نگرفت، اما تاریخ نگاران، قشقایی ها را از حلقه های مقاومت در برابر افغان ها معرفی کرده اند. طایفه لرهای لشنی که بعدها به قشقایی پیوستند، در جنگ با افغان ها شهرت یافتند و در فتح کرمان در سال ۱۱۳۸ هجری قمری نقشی کلیدی داشتند. همچنین در نبرد کریم خان زند با آزادخان افغان، سرداران قشقایی با تدبیر نظامی خود، زمینه شکست دشمن را فراهم آوردند.

دفاع از مرزهای جنوبی و غربی

در سال ۱۲۷۰ هجری قمری، فوج قشقایی به فرماندهی محمدقلی خان ایلخانی در نبرد با شیخ سعید، حاکم عمان، بر سر جزایر جنوبی و بندرعباس شرکت داشت. سه سال بعد، در بحبوحه اختلافات ایران و انگلیس بر سر هرات، قشقایی ها با ۱۵۰۰ رزمنده مسلح و مجهز به هزینه شخصی، در نبرد با اشغالگران انگلیسی در بوشهر حضور یافتند و در حمله به نیروهای سرجیمز اترام در برازجان، سهم بسزایی داشتند.

جنگ ایل قشقایی با تجزیه طلبان در تاریخ ایران

مقاومت در برابر سلطه بریتانیا

نبردهای صولت الدوله با انگلیسی ها

یکی از درخشان ترین صفحات بیگانه ستیزی ایل قشقایی، مبارزات بی امان صولت الدوله علیه اشغالگران انگلیسی است. صولت الدوله پیش از نبرد با نیروهای انگلیسی، با شور و حرارت فراوان اعلام کرد که ایل قشقایی همراه با برادران تنگستانی و دشتستانی خود، چنان ضربه ای بر پیکر دشمنان و خائنان وارد خواهند کرد که جهانیان بدانند ایران زمین، هرگز پذیرای سلطه بیگانگان نخواهد بود. نبردهای دامنه دار صولت الدوله، شامل درگیری های متعدد با نظامیان انگلیسی پس از تصرف بوشهر، رویارویی با پلیس جنوب و مقابله با عوامل داخلی انگلستان از جمله خاندان قوامی بود.

پاسخ قاطع به روس ها

بیگانه ستیزی قشقایی ها هرگز محدود به غربی ها نبود؛ آنان در برابر روس ها نیز سر تسلیم فرود نیاوردند. زمانی که کامبخش، مأمور روس، به ناصرخان قشقایی پیشنهاد سلاح و پول هنگفت در قبال غارت اموال توسط ایلیاتی ها داد تا بهانه ای برای ورود نیروهای روسی فراهم شود، ناصرخان با صلابت پاسخ داد: شما از من می خواهید در سرزمین خود دزدی کرده و راه را برای ورود قشون روس باز کنم؟ هرگز کامبخش سپس پیشنهاد آتش زدن منابع نفتی را مطرح کرد که بازهم پاسخ رد شنید. حتی پیشنهاد ۶۰ میلیون تومانی برای ترک ایران، با این پاسخ شجاعانه ناصرخان مواجه شد: من تنها خویشاوندان خود را ناموس خویش نمی دانم؛ تمام ایرانیان، ناموس من هستند و تا آخرین لحظه در برابر شما خواهم جنگید. همچنین در کودتای ۲۸ مرداد، پیشنهاد همکاری حزب توده با قشقایی ها برای مقابله با دولت کودتا، با بی اعتنایی کامل مواجه شد و آنان این همکاری را نپذیرفتند.

نقش قشقایی ها در جنبش مشروطه

ایلات قشقایی در جریان انقلاب مشروطه، در کنار ملت ایران و در صف مخالفان استبداد و بیگانگان قرار داشتند. صولت الدوله به عنوان ایلخان وقت، رهبری مشروطه خواهان قشقایی را بر عهده گرفت و با هزینه ای هنگفت از جیب شخصی، از این نهضت پشتیبانی نمود. در اعتصاب تاریخی اهالی فارس در تلگرافخانه شیراز به مدت چهل روز، صولت الدوله با دو هزار نیروی قشقایی به معترضان پیوست و یک هزار نفر مسلح را برای حراست از شهر در حومه شیراز مستقر کرد.

در نبرد معروف به جنگ کودیان که میان نیروهای قشقایی و طرفداران قوام روی داد، قشقایی ها با شجاعت تمام جنگیدند و بین ۱۵۰ تا ۵۰۰ کشته تقدیم راه مشروطه کردند. پیکر این شهیدان با برگزاری مراسم سوگواری در شیراز تشییع شد و مشروطه خواهان شیراز، علمدارخان کشکولی را شهید مشروطیت و صولت الدوله را سردار ملی نامیدند. آیت الله محمدکاظم خراسانی در نجف نیز از صولت الدوله خواست تا در مخالفت با قوامی ها و برقراری امنیت در فارس بکوشد.

نهضت جنوب و دفاع از آذربایجان

در سال ۱۳۲۵، قشقایی ها نهضت جنوب را سازماندهی کردند و ضمن پیگیری مطالبات بومی، به صورت جدی در برابر فرقه دموکرات و جریان تجزیه طلبی در آذربایجان موضع گرفتند. ناصرخان قشقایی در نامه ای به قوام السلطنه، خواستار پیوستن قشون قشقایی به ارتش ایران برای نبرد با تجزیه طلبان پیشه وری شد.

نامه ای تاریخی با امضای سی هزار نفر از ایل قشقایی به نخست وزیر ارسال شد و ضمن اشاره به یک مشت اشخاص خائن و مجهول الهویه که مزاحم برادران آذربایجانی شده اند، درخواست اعزام فوری این نیروها برای سرکوبی خائنان را مطرح نمود. کلانتران طوایف و کدخدایان تیره ها نیز مواضعی همسو اتخاذ کردند.

پس از آزادی آذربایجان، خوانین و روسای طوایف قشقایی با ارسال تلگراف های متعدد، این رویداد را به نخست وزیر تبریک گفتند. خسروخان قشقایی طی سخنانی پرشور در جمع اهالی فارس و ایلات، غائله آذربایجان را قیام چندتن خائن بر ضد دولت مرکزی و حکومت ملی پارلمانی معرفی کرد و جشن شکرانه ای در مسجد وکیل شیراز برگزار نمود.

همراهی با نهضت ملی شدن نفت

در جریان مبارزه برای ملی سازی صنعت نفت، خاندان قشقایی حضور فعالی داشتند. ناصرخان عضو مجلس سنا و خسروخان و محمدحسین خان نمایندگان مجلس شورای ملی بودند. خسروخان نه تنها مشاور قبیله ای دکتر مصدق بود، بلکه در کمیسیون نفت نیز عضویت داشت.

دکتر مصدق در یادداشتی تأکید کرده که خسروخان قشقایی در چهارم اردیبهشت ۱۳۳۰، ایشان را از تشکیل دولتی به نفع بیگانگان مستحضر نمود و در تصویب قانون ملی شدن نفت، کمک شایانی ارائه کرد. مصدق در این یادداشت، از خاندان قشقایی به خاطر وطن دوستی موروثی تشکر کرده و برای آنان آرزوی موفقیت نموده است.

قیام ۳۰ تیر و سقوط قوام

در تیرماه ۱۳۳۱، پس از استعفای مصدق و نخست وزیری قوام السلطنه، قیام تاریخی ۳۰ تیر شکل گرفت. خسروخان و محمدحسین خان قشقایی، به عنوان نمایندگان مجلس، همراه با دیگر یاران جبهه ملی، حمایت قاطع خود را از مصدق اعلام کردند. ناصرخان که در آمریکا بود، در خاطرات خود از کشتار تهران، استعفای قوام، آتش زدن مجسمه شاه در سنگلج و حمله قشقایی ها به پادگان شیراز نوشته است.

بر اساس گزارش ها، قشقایی ها با ۷۰ دستگاه کامیون قصد حرکت به سوی تهران را داشتند که با استعفای قوام، این اقدام ضروری تشخیص داده نشد. حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی قوام، از نقش جدی خسروخان در تأمین مالی قیام سخن گفته و اعلام کرده که خسروخان نزدیک به چهارصد هزار تومان از حساب شخصی خود برای این منظور هزینه کرده است.

خسروخان در گفت وگو با خبرنگاران تأکید کرد که اگر قوام مقاومت می کرد و دست عمال انگلیس را برای تصرف آبادان باز می گذاشت، کارگران قشقایی و فارس، پالایشگاه آبادان را منفجر می کردند. همچنین وی در نطقی در مجلس، به شدت از سیاست های آمریکا انتقاد نمود. پس از فروکش کردن غائله، خسروخان مبلغ یک میلیون ریال برای ساخت تندیس شهید گمنام که در قیام ۳۰ تیر کشته شده بود، اهدا کرد تا این مجسمه در مقابل مجلس شورای ملی نصب شود.

تنها مقاومت در برابر کودتای ۲۸ مرداد

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، قشقایی ها به عنوان تنها نیرویی که علیه کودتا موضع گرفتند، نخست وزیر کودتا را به رسمیت نشناختند. باوجود پیشنهاد پنج میلیون دلاری و وعده های سفارت و وزارت از سوی گودوین، مسئول سیا در ایران، و نمایندگان دربار، ایلخانان قشقایی نه تنها با کودتاچیان همکاری نکردند، بلکه پس از کودتا نیز به مخالفت با دولت کودتا پرداختند و خواستار آزادی مصدق شدند.

خسروخان در روز کودتا به دیدار مصدق رفت و از او خواست تا به میان ایل قشقایی بروند و مقاومت را از آنجا ادامه دهند، اما مصدق نپذیرفت. برادران قشقایی تهران را ترک کردند و در کوهستان موضع گرفتند. علی رغم وساطت های متعدد، آنان همه مذاکرات را منوط به آزادی مصدق کردند و سرانجام، با پیام های جبهه ملی مبنی بر عدم اتخاذ موضع رادیکال، انشعاب برخی کلانتران و تبعید خاندان ایلخانی، آخرین حلقه مقاومت در برابر کودتا شکسته شد.

حتی در تبعید نیز قشقایی ها بیکار ننشستند؛ آنان در تشکیل جبهه ملی دوم در غرب کشور نقش داشتند. خسروخان نشریه باختر امروز را ادامه داد و با هماهنگی با جمال عبدالناصر و همکاری مصطفی چمران، تعدادی از جوانان قشقایی را برای آموزش چریکی به مصر اعزام کرد.

امتناع از همکاری با تیمور بختیار و عراقی ها

تیمور بختیار پس از خروج از ایران، در سال ۱۳۴۶ در اروپا با قشقایی های تبعیدی تماس گرفت و پیشنهاد همکاری علیه شاه را مطرح کرد. ناصرخان و خسروخان قشقایی، علی رغم مخالفت شدید با شاه، این پیشنهاد را نپذیرفتند.

عراقی ها نیز در فرصتی دیگر، از طریق معاون سازمان امنیت عراق، پیشنهاد دو میلیون فرانک و تأمین تسلیحات برای حمله به ایران را به ناصرخان ارائه دادند. پاسخ ناصرخان شنیدنی است: شما با من همسایه و هم مرز هستید و فردا از من خاک خواهید خواست. این ننگ را نمی خواهم بر خود ببندم. اگر مصر چنین پیشنهادی می داد، شاید می پذیرفتم، چون ادعای خاکی با ما ندارد. من اگر بپذیرم، نوکر شما می شوم و به مملکتم خیانت کرده ام. گرسنگی کشیدن بهتر از آن است که فردا بگویند من باعث از دست رفتن خاک ایران شدم. این پاسخ در حالی داده می شود که شاه، ناصرخان و برادرش را به اروپا تبعید کرده بود و آنان از مخالفان جدی شاه بودند؛ اما دشمن مشترک، هرگز بهانه ای برای خیانت به ایران نشد.

پاسخ به عراقی ها در دوران جنگ تحمیلی

پس از فروپاشی اردوی خوانین قشقایی در سال ۱۳۶۱، هما بی بی قشقایی، دختر ناصرخان، از ایران خارج شد. ابواحسان، رئیس استخبارات عراق، از طرف صدام حسین از طریق یک واسطه، پیام دعوت به همکاری همه جانبه علیه جمهوری اسلامی را برای او ارسال کرد. اما هما بی بی قاطعانه پاسخ منفی داد و گفت: من به عراق بروم و چه کنم؟ این ها سرزمین ما ایران را بمباران کرده اند و میلیون ها نفر را کشته و زخمی کرده اند. من با عراقی ها چه کار دارم؟

جنگ هشت ساله و دفاع از خوزستان

قشقایی ها، همچون دیگر ایرانیان، جنگ تحمیلی را یک مسأله ملی دانستند و مقابله با تجاوز عراق و دفاع از خوزستان را وظیفه شرعی و ملی خود دانستند. کارنامه درخشان آنان در این جنگ، شامل چندین هزار شهید، جانباز و آزاده است که گواه روشنی بر وفاداری این ایل به میهن اسلامی است.

موضع صریح در برابر تجزیه طلبی پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در اسفندماه ۱۳۵۷ و در بحبوحه تحرکات تجزیه طلبانه در برخی مناطق، خسروخان قشقایی در گفت وگویی با روزنامه کیهان، با صراحت تمام اعلام کرد: ما به قیمت خونمان هم که شده باشد، با عناصر تجزیه طلب مبارزه خواهیم کرد و هیچ ایرانی حق ندارد حرفی از تجزیه طلبی بزند. به نظر من ترک، عرب، کرد، لر و بختیاری مطرح نیستند و ما با اتحاد توانستیم رژیم را براندازیم. امروز شهر به شهر می گردم و از عشایر می خواهم یکپارچگی خود را حفظ کنند.

پان ترکیسم و رویای توران بزرگ

پان ترکیسم، بر پایه تجزیه و الحاقگری استوار است و رویای بزرگ آن، تشکیل امپراتوری توران با پیوستن سرزمین هایی از ایران، عراق، سوریه، افغانستان، آسیای میانه و چین به ترکیه است. هرچند این تئوری امروزه بیشتر به صورت کنفدراسیون با مشترکات اقتصادی و فرهنگی مطرح می شود، اما تحرکات نظامی ترکیه در سوریه و عراق، همچنین مناقشات قره باغ نشان می دهد که موضوع الحاقگری همچنان در دستورکار پان ترک ها قرار دارد.

جمع بندی

مرور تاریخچه حضور ایل قشقایی در عرصه های مختلف سیاسی و نظامی کشور، گویای این حقیقت است که مرزداری و بیگانه ستیزی، خصلتی ریشه دار و دیرینه در این ایل است. قشقایی ها در مقاطع مختلف تاریخی، از جمله جنبش مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، قیام ۳۰ تیر، دفاع در برابر کودتا و جنگ تحمیلی، همواره در کنار ملت ایران و در خط مقدم دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی بوده اند. تجربه تاریخی نشان داده است که این ایل، هرگز تسلیم وسوسه های تجزیه طلبان و دشمنان بیگانه نشده و با تأسی از میراث دیرینه خود، همواره پاسداری از ایران زمین را رسالت خویش دانسته است.

امام حسن مجتبی علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا