کلمات سمی و تاثیر آن‌ها بر تربیت فرزندان

دوشنبه 14 مهر 1404 موفقیت
کلمات سمی و تاثیر آن‌ها بر تربیت فرزندان

جملاتی که نباید برای تربیت فرزندان به کار ببرید

تربیت فرزندان و نحوه ارتباط ما با کودکان تأثیر زیادی بر نگرش آن‌ها به دنیا و خودشان دارد. بزرگ کردن کودکان یکی از چالش‌برانگیزترین و در عین حال رضایت‌بخش‌ترین مشاغل در دنیا است – و ممکن است شما آمادگی لازم برای آن را نداشته باشید.

رابطه والدین و فرزندان یک رابطه پیچیده اما در ظاهر ساده است. کلمات و جملاتی که والدین به زبان می‌آورند می‌توانند به طور ناخودآگاه آسیب‌زننده باشند.

با توجه به اینکه نمی‌توانیم همیشه کودکان خود را از کلمات و عباراتی که در محیط اطرافشان با آن‌ها مواجه می‌شوند محافظت کنیم، اما می‌توانیم مطمئن شویم که کلماتی که در هنگام صحبت کردن استفاده می‌کنیم، پرورش‌دهنده و سرشار از عشق و محبت هستند نه مخرب و آزاردهنده.

آگاهی و توجه به آنچه که به کودکان خود می‌گوییم بسیار اهمیت دارد، زیرا باید مطمئن شویم که با کلمات‌مان به آن‌ها آسیب نزنیم که زخم‌هایش تا سال‌ها بر روی دلشان باقی بماند.

تربیت فرزندان

 

تو بزرگ شده‌ای، نباید گریه کنی

یک نمونه بارز از این جمله زمانی است که می‌گوییم تو بزرگ شده‌ای و نباید گریه کنی! و ممکن است بعد از آن بگوییم که گریه کردن کار بچه‌هاست. چه اینکه فرزندتان گریه کند یا به هر دلیلی که موجب استفاده از این جمله باشد، اجازه دهید بچه‌هایتان همانند بچه بمانند. اگر فرزند شما کاری می‌کند که مورد پسند شما نیست، نباید سن او را به عنوان بهانه‌ای برای ابراز احساسات‌تان به کار ببرید.

 

جمله «گریه نکن»

زمانی که فرزند شما به هر دلیلی شروع به گریه می‌کند، هرگز به او نگویید که گریه نکن. در این حالت آن‌ها گیج می‌شوند و در مورد ابراز احساسات خود دچار اشتباه شده و به این فکر می‌کنند که آیا احساساتشان حق دارند یا نه. هرچند گریه ممکن است آزاردهنده باشد، اما این حق را از آن‌ها نگیرید و اجازه دهید خودشان آرام شوند و احساساتشان را به درستی ابراز کنند.

و بهتر است به جای اینکه هنگام گریه به فرزند خود بگویید چرا گریه می‌کنی، بپرسید موضوع چیست؛ البته بهتر است این سوال با عصبانیت و خشونت نباشد.

 

کارت خوب بود، اما بهتر هم می‌توانست باشد

موفقیت‌های کوچک فرزندتان را جشن بگیرید تا به او انگیزه بدهید که به کار خوب خود ادامه دهد. استفاده از واژه «اما» می‌تواند به او این احساس را بدهد که شما واقعاً به او افتخار نمی‌کنید و تلاش‌هایش کافی نیست. همین نوع تعریف و تمجید همراه با «اما» و «اگر»، قطعاً می‌تواند آسیب‌زننده‌تر از مفید بودن باشد.

به جای این، می‌توانید بگویید «کارت خوب بوده و من به تو افتخار می‌کنم. شرط می‌بندم اگر ادامه دهی، موفق‌تر خواهی شد».

 


تربیت فرزندان
تربیت درست فرزندان

یادآوری مداوم کارهایی که برای فرزندان انجام شده

پدر و مادرها تمام تلاش خود را برای خوشبختی فرزندانشان می‌کنند و برای پیشرفت آن‌ها مشکلات زیادی را به جان می‌خرند، اما تا حد امکان باید مراقب باشند که کارهایی که برای فرزندانشان انجام داده‌اند را مدام به آن‌ها یادآوری نکنند.

اما اگر همیشه این موضوع را به یادشان بیاورید، ممکن است آن‌ها فکر کنند بار سنگینی بر دوش شما هستند تا اینکه احساس کنند دوستشان دارید. معمولاً این جمله در زمان‌هایی گفته می‌شود که می‌خواهیم به بچه‌ها نظم را آموزش دهیم، اما گفتن چنین جمله‌ای کمی حالت خصمانه دارد.

به جای اینکه بگویید «من هر کاری برایت انجام می‌دهم» یا «انجام داده‌ام»، بهتر است بگویید «من کارهای زیادی برایت انجام می‌دهم، زیرا تو را دوست دارم و خوشحال می‌شوم که تو هم برای من انجام دهی».

 

از تو ناامید شدم

هرچند ناامیدی حسی طبیعی است، اما گفتن این جمله می‌تواند وحشتناک باشد. بسیاری از افراد با این باور که مایوس‌کننده هستند، در خانواده بزرگ می‌شوند زیرا به طور مداوم این جمله را از خانواده شنیده‌اند.

بهتر است به جای آن بگویید «از کارهایی که انجام می‌دهی خوشحال نیستم. لطفاً در آینده این کار را انجام نده».

 

مثل بچه رفتار نکن!

این یکی از جملات بدی است که ممکن است در زمان ناراحتی به فرزندتان بگویید. با این کار احساسات آن‌ها را بی‌ارزش جلوه می‌دهید و باعث می‌شوید که برای صحبت کردن با شما احساس راحتی نکنند. آن‌ها باید در مورد ابراز احساسات‌شان احساس راحتی کنند و گفته شدن اینکه اینقدر هم موضوع مهمی نیست که بزرگش می‌کنی، باعث می‌شود آن‌ها از خودشان بپرسند.

به جای این، به آن‌ها بگویید «به من بگو چه حسی داری و چرا چنین حسی برایت به وجود آمده است؟»

با گفتن این جمله، در واقع می‌توانید فرزندتان را درک کنید و به او اجازه دهید بداند که هر زمان نیاز به صحبت داشتید، شما در آنجا هستید.


تربیت فرزندان
تربیت درست فرزندان

تو درست مثل پدر/مادرت هستی

گفتن این جمله به فرزندتان نه تنها باعث می‌شود کودک فکر کند کاری که می‌کند اشتباه است، بلکه به او این حس را می‌دهد که این رفتار را از یکی از والدینش به ارث برده است و باعث می‌شود که آن‌ها فکر کنند نباید مسئولیت کارهای خود را بر عهده بگیرند. از طرف دیگر، ممکن است فرزندتان احساس کند که شما به خاطر این رفتار از همسرتان ناراحت هستید و این حس جدایی را در او ایجاد کند.

 

این کار، فقط کار پسرها/دخترهاست

محدود کردن پسرها و دخترها بر اساس جنسیت آن‌ها برای انجام کارهایی که می‌توانند و نمی‌توانند انجام دهند، به آن‌ها می‌گوید که شیوه‌های خاصی برای رفتار پسرها و دخترها وجود دارد و اگر رفتار آن‌ها مطابق با آن‌ها نباشد، اشتباه است. این موضوع فرزندان شما را در یک جعبه قرار می‌دهد و آن‌ها با قوانین تفکیک جنسیتی مسموم اجتماعی بزرگ می‌شوند.

 

پولش را نداریم

آگاه کردن بچه‌ها از مشکلات مالی در سنین کودکی می‌تواند باعث ایجاد حس ترس در آن‌ها شود.

به جای آن، می‌توانید بگویید «من نمی‌توانم آن را بخرم، زیرا پول خود را برای چیزهای مهم‌تر پس‌انداز کرده‌ایم».


تربیت فرزندان
تربیت درست فرزندان

هر کاری که من می‌گویم را باید انجام دهی

این جمله شباهت زیادی به یک تهدید دارد. استفاده از ترس برای یاد دادن نظم به فرزندان یک رفتار ناسالم است و غالباً عواقب ناخوشایندی دارد. کافیست به سادگی توضیح دهید که چرا دوست دارید آن کار به شیوه شما انجام شود تا احتمال تبعیت فرزندانتان افزایش یابد.

 

هرچه من می‌گویم همان است

این رویکرد ممکن است خیلی طولانی استفاده شود، اما قطعاً شیوه درستی برای تربیت فرزندان و یاد دادن نظم به فرزندتان نیست. با این کار، فرزندتان احساس می‌کند نظراتش بی‌اهمیت است، زیرا او فقط یک بچه است!

به جای آن سعی کنید توضیح دهید که چرا در مورد چیزی احساس یا نظر خاصی دارید.

 

باید از قوانین ما تبعیت کنی

این یکی از جملاتی است که والدین به گفتن آن علاقه‌مندند! گفتن این جمله به نوعی به فرزند این حس را می‌دهد که اینجا خانه من است و تو فقط در آن زندگی می‌کنی. هر دو جمله باعث می‌شود که فرزند شما در خانه احساس ناراحتی کند و تصور کند که قوانین و مرزها برایش دست و پاگیر و خسته‌کننده هستند.

به جای آن بگویید «قوانین خانه را می‌دانی، پس لطفاً به آن‌ها پایبند باش».


تربیت فرزندان
تربیت درست فرزندان

من اینجوری بزرگ شدم

با اینکه ما معمولاً بر اساس روش‌هایی که خودمان بزرگ شده‌ایم، فرزندان‌مان را تربیت فرزندان می‌کنیم، اما نمی‌توانیم با ذهن بسته درخواست فرزند خود را نادیده بگیریم و رفتارهایش را مذموم جلوه بدهیم و بگوییم ما اینطور بزرگ شده‌ایم. در عوض، باید به فرزند خود توضیح دهید که چرا طور دیگری فکر می‌کنید و سعی نکنید با این جمله او را متوقف کنید یا جلوی او را بگیرید. شما می‌توانید از تجربه بزرگ شدن خود به عنوان مثال یاد کنید، اما این نباید محور اصلی بحث شما باشد.

به جای آن سعی کنید بگویید «من فکر نمی‌کنم این کار تو مناسب باشد. حتی پدر و مادر من همیشه به من این را می‌گفتند، زیرا …».

 

بچه‌تر از این حرف‌ها هستی که به این چیزها فکر کنی

کاهش و خاموش کردن حس کنجکاوی فرزندان با این جمله می‌تواند موجب شود که آن‌ها آینده کمتر از آنچه که نمی‌دانند سؤال بپرسند و به دنبال جواب آن‌ها باشند؛ حتی ممکن است به جای پرسش از شما، از منابع غیرقابل اعتماد کمک بگیرند.

به جای آن، بگویید «من آماده بحث درباره این موضوع نیستم، اما یک روز حتماً در مورد آن صحبت خواهیم کرد». اگر فکر می‌کنید فرزند شما به اندازه کافی بزرگ شده است و آماده است، پاسخ سؤالاتش را حتماً بدهید.

 

قبلاً به تو گفته بودم

این آخرین چیزی است که در زمان بروز هر مشکلی کسی می‌خواهد بشنود. بله، وقتی شما در مورد چیزی که به فرزند خود هشدار داده‌اید حق داشته‌اید، به جای اینکه به یادآوری صحبت‌های قبلی خود بپردازید، سعی کنید او را آرام کنید تا او در آینده حس کند می‌تواند با شما راحت‌تر صحبت کند.

به جای آن، می‌توانید بگویید «متاسفم که این اتفاق برایت افتاده، اما سعی کن این برایت یک درس عبرت باشد».

تقویت هوش

راهکارهای شگفت‌انگیز برای تقویت هوش روزانه

ضمیر ناخودآگاه

کشف رازهای ضمیر ناخودآگاه و تأثیرات آن بر زندگی

آخرین دیدگاه‌ها

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا