دستیابی سریع به موفقیت آرزوی مشترک همه ماست، اما آیا واقعاً میتوان به آسانی در کمترین زمان ممکن به موفقیت دست یافت؟
مدیران کسب و کار همواره به دنبال روشهایی هستند که کشتی آرزوهایشان را به ساحل دستیابی سریع به موفقیت برسانند. اما در این مسیر باید علاوه بر حفظ سرعت، مراقب صخرههای مشکلات باشند تا کسبوکارشان غرق نشود. در این مقاله قصد داریم مزایای استفاده از استراتژیهای دستیابی سریع به موفقیت را بررسی کنیم.
۱-درگیری بیشتر
زمانی که شما بهخوبی بر هدف متمرکز شدهاید، میتوانید تیم خود را با اهداف مرتبط سازید و اهمیت آن را به آنها نشان دهید. این وضعیت سبب میشود که گروهها راحتتر درگیر شده و به وظایف خود متعهدتر عمل کنند. بسیاری از شرکتها در اهدافشان وضوح ندارند و همین باعث میشود کارکنان این سازمانها در انتخاب مسیر درست برای رسیدن به هدف ناکام بمانند.
یک مشاور کسب و کار در این خصوص میگوید: «قبلاً برای یک شرکت کار میکردم و بعد از پیوستن به آن شرکت، تغییر بزرگی در سازمان ایجاد شد. من بهعنوان یک عضو جدید از آنها پرسیدم که این برنامه چیست و چگونه کار میکند. یکی از مدیران در پاسخ گفت که توضیح آن کمی پیچیده است و بهتر است در این برنامه مشارکتی نداشته باشم. اگر این برنامه ساده بود، من هم بهعنوان یک کارمند جدید میتوانستم در آن شرکت کنم، ولی پیچیدگی مانع از این امر شد.»
۲-توانمندسازی بیشتر
این روش به تیمها اجازه میدهد که برای افزایش درآمد راحتتر برنامهریزی کنند. یک کارآفرین بزرگ میگوید: «هرگز به اعضای سازمانتان نگویید چگونه کار را انجام دهند؛ فقط به آنها بگویید که یک مسئولیت را به عهده بگیرند. وقتی آنها کار را به پایان رساندند، شما شگفتزده خواهید شد.»
وقتی از نیروهای سازمان میخواهید که برای انجام یک کار روندی را دنبال کنند، در صورت شکست در انجام آن، آنها این روند را به عنوان دلیل نرسیدن به هدف معرفی خواهند کرد. اما اگر افراد را مسئول انجام کار کنید، آنها به کار متعهد خواهند شد و در صورت شکست، سعی خواهند کرد با خلاقیت و تغییر روش به دستیابی سریع به موفقیت برسند. این عمل احتمال موفقیت و توانمندسازی در سازمان را افزایش میدهد.
۳-تیم با هیجان و انگیزه بیشتر
زمانی که شما دارای رویکردی ساده هستید که اعضای تیمتان بهراحتی میتوانند آن را درک کنند، اعتماد به موفقیت در سازمان افزایش مییابد. کارکنان از سختی کار نمیترسند. آنچه ترس ایجاد میکند، شکست است.
وقتی آنها میبینند که میتوانند به دستیابی سریع به موفقیت دست یابند، هیجان و انگیزهشان بیشتر میشود و تلاش بیشتری برای رسیدن به موفقیت خواهند کرد. پیچیدگی روحیه شور و اشتیاق را تضعیف میکند.
۴-افزایش اثربخشی
زمانی که کسب و کار یک کارآفرین در مسیر مناسب متمرکز شود، پس از تلاش حتماً به موفقیت خواهد رسید. بسیاری از افراد تمرکز خود را بر نقاط اشتباه میگذارند که موجب اتلاف زمان، خستگی و بیانگیزگی تیم میشود. مهم نیست که شما چقدر انرژی خود را بر روی کار اشتباه صرف کنید، چرا که هیچگاه به نتیجه مطلوب نخواهید رسید. اگر با این رویکرد در مسیر درست متمرکز شوید، اثر بخشی شما افزایش خواهد یافت.
۵-بهبود بهرهوری
بین سطح بهرهوری و سادگی رویکرد پیشرفت سازمان، رابطهای مستقیم وجود دارد. مدیریت رویکردهای پیچیده بسیار دشوار است و معمولاً بهرهوری مناسبی از آن حاصل نمیشود. ما مدیران زیادی را مشاهده کردهایم که با فرآیندهای پیچیده و ناکارآمد در تلاش برای رسیدن به اهداف سازمانی خود بودهاند، اما پس از مدتی خود و تیمشان آن فرآیند را رها کردهاند؛ زیرا چیزی از آن نمیفهمیدند.
شما زمانی میتوانید فرآیندها و اهداف خود را مطابق با استراتژی دستیابی سریع به موفقیت مدیریت کنید که بر نقطه درست متمرکز شوید و رویکردتان به بهترین نحو ساده و شفاف باشد. در این صورت تیم شما در فرآیند مشارکت کرده و با انگیزه بالا تلاش خواهد کرد تا سازمان به اهدافش با بالاترین بازدهی دست یابد.
این مقاله خیلی خوب بود، ولی به نظرم یکم بیشتر باید درباره چالشهای واقعی هم صحبت میکردید. چون موفقیت واقعی هم فقط با سرعت به دست نمیاد!