عوامل ارتقای رفاه
هفته نامه تجارت فردا: چه عوامل ارتقای رفاه باعث میشود که برخی ملل نسبت به دیگران مرفهتر باشند و جوامع کمدرآمد چگونه میتوانند از فقر عبور کرده و به رفاه بیشتری دست یابند؟ موسسه لگاتوم در دهه گذشته، وضعیت 149 کشور جهان را با استفاده از شاخص رفاه مورد بررسی قرار داده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که چرا و چگونه کشورهایی با منابع مشابه میتوانند عملکردهای متفاوتی از خود نشان دهند و عوامل ارتقای رفاه کمک میکنند کدامند؟
فساد در جنوب اروپا
آیا درمان به اندازه بیماری خطرناک است؟ 2000 سال از دوران امپراتوری روم باستان گذشته و اکنون رم «شهر جاویدان» نیست؛ بلکه پس از رسوایی سال 2014 به «پایتخت مافیا» تبدیل شده است. رسوایی رم از پلاتزیو سناتوریو آغاز شد، جایی که شورای شهر رم یکی از شورایهای کلیدی این شهر واقع شده است. در این سال، مطبوعات ایتالیا فاش کردند که اعضای شورای شهر رم با همکاری مأموران فاسد دولتی، میلیونها یورو از بودجه خدمات دولتی را به جیب زدهاند. فساد مختص رم نیست؛ ایتالیا به طور کلی امتیاز خوبی در شاخصهای ضدفساد و حکمرانی مطلوب ندارد و تحقیقات اخیر نشان میدهد که بسیاری از ایتالیاییها به شدت به فساد در دولت و کسب و کار انتقاد دارند. آیا تغییر مثبتی در وضعیت آنها مشاهده شده است؟ در حالی که اکثر ایتالیاییها از زندگی خود راضی هستند، دومین اقتصاد بزرگ منطقه یورو در رتبهبندی کلی رفاه، جایگاه پایینتری نسبت به 30 کشور نخست دارد.
ساموئل هانتینگتون، سیاستمدار مشهور میگوید که فساد میتواند به افزایش رفاه کمک کند، زیرا به افراد اجازه میدهد تا در نظام بوروکراسی ناکارآمد از روشهای خود برای دریافت رشوه استفاده کنند.
هرچند این نظر تا حدودی صحیح است، اما یافتهها نشان میدهد که فساد با تضعیف اعتماد اجتماعی و تضعیف قانون، بنیانهای رفاه را به شکلی ویرانگر تضعیف میکند. پس از رسوایی «پایتخت مافیا»، شهردار در اکتبر 2015 از سمت خود استعفا داد. هشت ماه بعد، ویرجینیا راجی با پیروزی جنبش پنج ستاره در انتخابات شهرداری به جای او قرار گرفت. او در مورد دولتمردان فاسدی که پیش از او بودند به آبزرور گفت: «آنها رم را غارت کردند!» راجی تمام تلاش خود را معطوف به مبارزه با فساد کرده که به وضوح سیاست درستی است. اما گفته میشود این سیاست بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی جنبش پنج ستاره است؛ ایدئولوژی اکولوژیک و ضدسرمایهداری که میتواند عوامل ارتقای رفاه را به خطر بیندازد.
تجربه گستردهتر در اروپای جنوبی
فساد، رفاه را در جنوب اروپا تهدید میکند. تجربه گستردهتر در اروپای جنوبی، از اسپانیا تا یونان، نشان میدهد که این دو سیاست -مبارزه با فساد و مقابله با سرمایهداری- اغلب در کنار یکدیگر قرار دارند. زمانی که فساد در دولت و تجارت ریشهدار است، مردم به سیاستمداران ضد ساختار مانند راجی یا احزاب ضد سرمایهداری که به آنها تعلق دارند رأی میدهند. بدین ترتیب، با حمایت آنان از قوانین، ملیسازی و مالیات بیشتر، محیط اقتصادی ایجاد میشود که مانع تجارت آزاد میگردد.
وضعیت رفاه در آمریکا
آیا رفاه در آمریکا در حال زوال است؟ همانگونه که نوبلیست مشهور پل ساموئلزون در بسیاری از کتابهای خود پیشبینی کرده بود، قدرت اقتصادی آمریکا در برابر شوروی سابق کاهش نیافته است. قدرت این کشور در برابر ژاپن نیز کمرنگ نشده است. اما به نظر میرسد که آمریکا در آستانه زوال است و این واقعیتی است که نمیتوان انکار کرد. در سال 1976 و در جریان کمپینهای انتخاباتی، تبلیغاتی در تلویزیون پخش شد که ادعا میکرد هرالد فورد رئیسجمهوری است که دوباره افتخار را به آمریکا بازمیگرداند. کمپین انتخاباتی رونالد ریگان در سال 1984 مدعی بود که خورشید دوباره در آمریکا طلوع خواهد کرد. اکنون در سال 2016، آمریکا با دونالد ترامپ مواجه است، مردی که میگوید دوباره آمریکا را مقتدر میکند!
شاخص رفاه نشان میدهد که آمریکا نسبت به گذشته در حال انحطاط نسبی است. گرچه این تصویر چندان نگرانکننده نیست، اما بدون شک برنامههای ضد تجارت، ضد مهاجرت و ضد دولتی ترامپ به تشدید این انحطاط کمک خواهد کرد. در واقع، ترس از انحطاط و زوال در میان آمریکاییها بود که باعث شهرت و پیروزی ترامپ شد. چرا رفاه آمریکاییها به رکود رسیده و حتی در حال زوال است؟ ما معمولاً کشوری را در حال پسرفت میدانیم که استانداردهای زندگی در آن به شدت پایین آمده و جامعه رو به انحطاط است. این نوع زوال -زوال مطلق- چیزی است که امپراتوری روم باستان در سالهای پایانی خود تجربه کرد؛ جمعیت به ناگاه کاهش یافت، زیرساختها نابود شدند و مرزهای امپراتوری به بخشهای مختلف تقسیم شدند تا دیگر چیزی از آن باقی نماند.
واقعیت آن است که اکنون خانوارهای طبقه متوسط در آمریکا، نسبت به دهه 1990 درآمد کمتری دارند. با توجه به تورم، این درآمد در سال 1999 افزایش یافت، اما پس از بحران مالی جهانی، به سطح پایینی رسید و از آن زمان در همان سطح باقی مانده است. اما استانداردهای زندگی فراتر از درآمد، بهبود یافته است. آمریکاییها از فناوریهای بهتری برخوردارند، در خانههای بزرگتری زندگی میکنند، اوقات فراغت بیشتری دارند و طول عمر بیشتری را تجربه میکنند. پوپولیسم، آمریکا را مقتدر نخواهد کرد.
چالشهای رفاه در اروپا
تغییرات سریع اقتصادی و اجتماعی مولد ترس و عدم اطمینان است، چیزی که پوپولیسم میتواند از آن بهرهبرداری کند. مارگارت کنووان، نظریهپرداز سیاسی میگوید که پوپولیسم «مانند یک سایه در تعقیب دموکراسی» است. اما در اروپای معاصر، پوپولیسم تنها یک سایه نیست بلکه به یک نیروی بدیمن و شوم تبدیل شده است. چه از چپ رادیکال نشأت گرفته باشد و چه از راست رادیکال، ظهور پوپولیسم، منطقهای را که زمانی مرفهترین نقطه جهان بود، در معرض خطر بیثباتی قرار داده است.
نتیجهگیری
گرچه رفاه در دهه گذشته در این قاره همواره رو به افزایش بوده، اما بسیاری از مردم احساس خشم میکنند و معتقدند که به آنها خیانت شده یا نادیده گرفته شدهاند. در نهایت، همین عوامل ارتقای رفاه میتواند به عنوان دستاوردهای آینده عمل کند، به شرط آنکه توجه کافی به آن شود و چالشهای موجود برطرف گردد.
منبع : برترینها
مقاله بسیار جالبی بود! واقعاً نکات مهمی درباره رفاه کشورها مطرح کردید. فقط یک پیشنهاد: میتوانستید به عوامل فرهنگی و اجتماعی هم بیشتر اشاره کنید.
🌍💰📈 سپاس
💰📈🙏