در کجای این دنیای وسیع میتوانید فردی را پیدا کنید که مدیریت بیش از ۳۰۰ شرکت معتبر را در ۳۴ کشور دنیا به عهده داشته و سود سالیانهای معادل ۲۱ میلیارد دلار را کسب کرده باشد؟ حتی اگر وجود چنین فردی در ذهن شما قابل تصور باشد، چگونه میتوان انتظار داشت که این شخص در کنار فکر کردن به منافع شخصی، به نجات جهانیان و بهبود شرایط اجتماعی انسانها نیز توجه داشته باشد؟ این فرد کسی جز موفقیت ریچارد برانسون نیست.
او در برخی از شرکتها صاحب ۱۰۰ درصد سهام و در برخی دیگر قسمتی از سهام را در اختیار دارد. وقتی با این فرد مواجه میشوید، اولین چیزی که شما را تحت تأثیر قرار میدهد، لبخند گرم و صمیمی، نگاه بازیگوش، موهای بلند و صاف، اندام متناسب و شیوه لباس پوشیدن اوست. اگر در فرهنگ لغت بسیاری از کارآفرینان جوان و مدیران تازهکار دقت کنید، حتماً در مقابل واژه «موفقیت» با چهره برانسون روبرو خواهید شد.
او علاقهمند است که اصول مدیریتیاش را با دیگران به اشتراک بگذارد و همواره به این اصل اولیه خود پایبند است که: «جهان نیازمند اندوختن است و شرکت شما نیازمند مدیری است که فراتر از رشد سرمایه شرکت یا فروش محصولاتتان بیندیشد.» ریچارد چارلز نیکولاس برانسون که اکنون لقب سِر ریچارد برانسون را به خود اختصاص داده و کارآفرینی بینظیر و مالک گروه تجاری ویرجین است، در ۱۸ جولای ۱۹۵۰ در بریتانیا متولد شد. پدرش ادوارد جیمز برانسون، وکیل مدافع انگلستان و مادرش خانهدار بود.
آغاز کارآفرینی
برانسون تا ۱۳ سالگی در مدرسه «اسکات کلیف» تحصیل کرد و سپس وارد مدرسه «استو» شد. او اولین کسبوکار خود را در ۱۶ سالگی و پس از ترک تحصیل آغاز کرد. برانسون که از بیماری خوانشپریشی (دیسلکسیا) رنج میبرد، همواره ابتلایش به این بیماری را عاملی برای موفقیت ریچارد برانسون میداند. در حقیقت، او بعد از ترک تحصیل متوجه شد که میتواند به خوبی با دیگران ارتباط برقرار کند. اولین کسبوکارش، چاپ نشریهای به نام «دانشآموز» بود. برانسون در ۲۴ سالگی به یک میلیونر تبدیل شد.
راهبردهای مدیریتی
در سال ۱۹۷۰ یک کسبوکار سفارش پستی محصولات موسیقی راهاندازی کرد و در سال ۱۹۷۲ نخستین فروشگاه صفحه موسیقیاش به نام «ویرجین» را در لندن افتتاح کرد و نخستین قراردادش را با «مایک اولدفیلد»؛ خواننده مشهور آن زمان برای صفحات موسیقی ویرجین امضا کرد. سال بعد، یکی از صفحات موسیقی این خواننده روانه بازار شد که به فروش میلیونی دست یافت. پنج سال بعد، برانسون قراردادی با گروه موسیقی راکی امضا کرد که سایر موسسات آنها را رد کرده بودند.
برند «ویرجین» برانسون در دهه ۱۹۸۰ به سرعت رشد کرد و او با تأسیس «شرکت هواپیمایی ویرجین آتلانتیک» وارد صنعت هوایی نیز شد. نتایج بررسی مجله «فوربِس» در سال ۲۰۱۱ نشان داد که او با درآمد ۲.۴ میلیارد دلار، چهارمین میلیاردر بریتانیایی است. تاریخ تأسیس شرکت مرکزی ویرجین در اداره ثبت شرکتهای لندن به سال ۱۹۸۹ بازمیگردد، اما سابقه فعالیتهای تجاری برانسون با همین نام مربوط به دهه ۱۹۷۰ میلادی است.
دامنه فعالیت گروه ویرجین
دامنه فعالیت گروه ویرجین بسیار گسترده است و شامل شرکتهای هواپیمایی، پروازهای فضایی، راهآهن، خدمات اقتصادی، اینترنت، تلویزیون کابلی، موسیقی، رادیو، موبایل، لوازم آرایشی و بهداشتی، جواهرات، فروشگاههای لوازم خانگی، صنایع غذایی و بازی میشود.
در بخشی از کتاب «کسبوکار به سبک ریچارد برانسون» آمده است که: «در دنیای مدرن کسبوکار، ریچارد برانسون یک فرد غیرعادی و عجیب است. در دورانی که تجارت تحت تأثیر افراد کاردان قرار دارد، او یک فرصتطلب است. او از طریق شرکتش یک پدیده کسبوکار منحصر به فرد را ایجاد کرده است. پیش از این هرگز مارکی به این شکل و در سطح وسیعی از کالا و خدمات موفق نبوده است.
آرم قرمز و سفید مشخص ویرجین منعطف است.
ویژگیهای مدیریتی برانسون
برانسون خود در مصاحبهای چند ویژگی بارز ویرجین را به شرح زیر بیان کرده است:
- توانایی شناسایی فرصتهای مناسب رشد،
- توانایی اقدام سریع،
- واگذاری کنترل اجرای پروژههای مختلف به گروههای کاری کوچک.
او در جایی درباره علاقهاش به تأسیس شرکتهای هواپیمایی و مسافرتی میگوید: «علاقه من به زندگی از این رو است که دوست دارم خود را بزرگ و ایستاده بر قلههای موفقیت ریچارد برانسون ببینم. عاشق رویاپردازی با چالشهای مشخصاً دست نیافتنی هستم. همیشه دلم میخواهد به تمام چشماندازهای پیش رویم دست پیدا کرده و زندگی را با تمام وجودم لمس کنم.»
اگر شما خود صاحب تجارت خاصی باشید، میدانید که تمرکز بر روی حتی دو پروژه میتواند یک چالش بزرگ باشد. حال چطور میشود که مدیری الهامبخش باشید، استعدادهای نهفته کارمندان خود را شکوفا کنید و در عین حال به جزئیات ریز؛ مثل نمکپاش و فلفلدان هواپیماهای شرکتهای زیرمجموعهتان توجه کنید؟ ریچارد برانسون در پاسخ به این سؤال میگوید: «از همان اوایل جوانی، ناچار شدم که هنر مذاکره را بیاموزم، زیرا ذاتاً کنجکاو و تا اندازهای فضول هستم و عاشق انجام کارهای جدید. اما اگر شما هم قصد دارید دست به کار جدیدی بزنید، بدانید که نمیتوانید به تنهایی از عهده همه کارها برآیید.»
نقش رهبری در موفقیت
برانسون بر این باور است که نقش یک فرد به عنوان رهبر و مدیر تقویت توان ذهنی و شکوفا کردن خلاقیت کسانی است که برای او کار میکنند. با ۹۹ درصد زمانی که آن افراد در اختیارتان قرار میدهند و گوش به فرمان شما هستند، زمان زیادی در اختیار شما خواهد بود. میدانید با این زمانهای اضافه چه کارهایی میتوانید انجام دهید؟ «احتمالاً میتوانید به بهترین شکل ممکن به کارمندان خود کمک کنید تا از مشکلات شرکت عبور کنند. اما اگر خودتان دست به همان کار بزنید، قطعاً موفقیت ریچارد برانسون چندانی نصیبتان نخواهد شد.»
وقتی از او پرسیدند که چگونه میتواند در عین نظارت بر بیش از ۳۰۰ شرکت، سلامتی و تناسب اندام خود را حفظ کند، با خوشحالی پاسخ داد: «من عاشق بادبادک بازی هستم. ورزشی بسیار ارزان. نیازی نیست که خودتان بادبادک بسازید و ظرف چند ساعت میتوانید تمام زیر و بمهای این فعالیت مفرح را یاد بگیرید. بعد از چند ساعت متوجه میشوید که به همه چیز مسلط شدهاید و در حال لذت بردن از این سرگرمی هستید.»
اما واضح است که بسیاری از ما امکاناتی همچون جزیره شخصی برانسون را نداریم. او در این جزیره شخصی میتواند هر روز تنیس بازی کند، با کارمندان ارشد گوگل بادبادک بازی کند و کارهای بسیار دیگری انجام دهد. بنابراین با اشاره به ورزشهای سهگانه دو، دوچرخهسواری و شنا (که برای بسیاری از ما امکانپذیر است) میگوید: «برای من هیچ فرقی نمیکند که چه ورزشی انجام دهم. مهم چالشی است که پیش روی من قرار میگیرد و من دوست دارم آن را با تمام وجود تجربه کنم.»
خانواده و موفقیت
همچنین خانواده برای او رکن اصلی موفقیت ریچارد برانسون و پیشرفت به شمار میرود. برانسون هماکنون با همسر و دو فرزندش پیوندی ناگسستنی دارد. او در سال ۱۹۸۹ و به پیشنهاد دخترش که در آن زمان تنها هشت سال داشت، با جوآن ازدواج کرد. همانطور که پیشتر نیز بیان شد، برانسون همواره از ابتلای خود به خوانشپریشی (دیسلکسیا) به عنوان بزرگترین چالش زندگیاش یاد میکند که موجب دستیابیاش به توانمندیهای جدید شده است.
برانسون در جایی دیگر میگوید که بهرهمندیاش از مدیران شایسته و توانمند در پرداختن به تمام جزئیات، ریشه در همین ناتوانی وی دارد. بسیاری ممکن است تفاوتهای فردی خود را ناتوانی ببینند، اما برانسون به سادگی از فراز و نشیبهای کارآفرینی خود بهترین بهره را میبرد.
نکات کلیدی موفقیت
افراد دقیق و باریکبینی که مدیریت شرکتهای مختلف را به عهده دارند میتوانند بسیاری از مسائل و مشکلات ریز را پشت سر بگذارند. حتی اگر برانسون میتوانست در جزئیات همه مسائل دقیق شود، باید گفت که نبوغ او در بزرگاندیشی نهفته است، نه تنها در زندگی مرفه داشتن.
در صفحه شخصیاش در سایت گوگل عکسی از او در جزیره شخصیاش وجود دارد و زیر آن نوشته شده: «نمایی از هتل ویرجین در آینده». «من دوست دارم همیشه رویاهای بزرگی در سر پرورش دهم. همواره عاشق این هستم که این رویاها را به واقعیت تبدیل کنم. گاهی اوقات توپی را به هوا میاندازم و میگویم «چطور است یک شرکت فضایی راهاندازی کنیم؟». شاید در مراحل ابتدایی همه چیز درست پیش نرود اما به تدریج وقتی در مسیر یک پروژه خوب و سودآور قرار میگیریم، ناچار به تلاش بیشتری برای تحقق ایدهام خواهیم بود. بادبادکبازی هم به همین شکل است. برخی بادبادکها ساعتها در آسمان آبی شناور میمانند و برخی دیگر زود فرود میآیند. در هر دو حالت، لذتی وصفنشدنی به شما دست میدهد و تجربهای جالب از تفریح خواهید داشت.
هنگامی که برانسون درباره الگوی مدیریتی خود در توسعه تجارتهایش صحبت میکند به سه عامل مهم اشاره میکند: ۱) داشتن رویاهای والا، ۲) بحث و مذاکره، ۳) پیدا کردن افراد شایسته و توانمند. ایدههای او با طرح یک رویا آغاز میشود و همواره این سؤال را مطرح میکند: «چرا کسی تا کنون به این فکر نیفتاده که …». سپس ایدههایش را مورد بحث و بررسی قرار میدهد و نظرات دیگران را نیز جویا میشود.
گام مهم بعدی یافتن افرادی است که میتوانند در تحقق رویاهایش به او کمک کنند. ریچارد برانسون میداند که نمیتواند بدون بهرهمندی از یک تیم کاری کارآمد به موفقیت ریچارد برانسون برسد، بنابراین بهترین و ماهرترین افراد را برای همکاری انتخاب میکند. او مدیری است که همواره به کار گروهی اهمیت میدهد و آن را عاملی برای رسیدن به آرزوها میداند.
نکتهای که در مورد شیوه مدیریتی برانسون میتوان به آن اشاره کرد این است که او علاقهای به شنیدن کارهایی که از عهدهاش خارج است ندارد. او فقط میخواهد بر انجام کارهایی که توانایی انجامشان را دارد، تسلط پیدا کند. او همواره به این جمله پایبند است: «اگر به کسی ماهی بدهید، خوراک یک روز او را تأمین کردهاید؛ اما اگر ماهیگیری را به او آموزش دهید، خوراک هر روزهاش را تأمین خواهید کرد.» او میگوید: «بیایید به جای کمک کردن به مردم، دستشان را بگیریم و به آنها کمک کنیم تا زندگیشان را از نو بسازند.»
او در یکی از کتابهایش داستانی جذاب از تجربیات شخصیاش در مواجهه با افراد عادی درخواستکننده کمک نقل میکند: روزی که به یکی از شهرهای آفریقای جنوبی سفر کرده بودم، به یک مرکز تفریحی رفتم تا کمی بازی کنم که متوجه شدم کسی صدایم میزند: «آقای ریچارد، یک لحظه صبر کنید.» سرم را که برگرداندم، زنی ژندهپوش را دیدم که به سرعت به طرف من میآمد. وقتی به من رسید گفت: «آقای برانسون، شنیدهام که شما فردی دست و دلباز و بخشنده هستید. میتوانید به من پول قرض بدهید تا با آن یک چرخ خیاطی بخرم؟» بیش از ۳۰ سال است که بسیاری از افراد سر راهم قرار میگیرند و از من طلب پول میکنند، اما هیچکس تا کنون به این شکل از من درخواست کمک مالی نکرده بود. به نظرم زن قدرتمندی است. او به من گفت که یک خیاط زنانه بسیار ماهر است، اما نمیتواند برای خود یک چرخ خیاطی بخرد و یک خیاطخانه راه بیندازد. پرسیدم: «خوب، حالا چقدر پول لازم داری؟» زن پاسخ داد: «سیصد دلار کافیه.» سپس ادامه داد: «در ضمن، من این پول را سه ماهه به شما برمیگردانم و بعد میتوانم شش نفر را تماموقت استخدام کنم تا برای من کار کنند.» اراده قوی و جاهطلبی آن زن، خارقالعاده بود. همچنین تمرکز او بر کاری که میخواست انجام بدهد، مرا حیرتزده کرد: او بهخوبی میدانست که چه چیزی میخواهد و چرا. بنابراین ۳۰۰ دلاری را که میخواست، از من دریافت کرد.
شرکتهای تجاری برانسون
از شرکتهای تجاری این کارآفرین بزرگ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- شرکت هواپیمایی ویرجین آتلانتیک: سال ۱۹۸۴،
- شرکت ویرجین گالاکتیک: یک شرکت فضایی که از سال ۲۰۰۹ آماده ارائه پروازهای خصوصی به فضا است،
- شرکت هواپیمایی ویرجین اکسپرس،
- شرکت هواپیمایی ویرجین نیجریا،
- شرکت هواپیمایی ویرجین آمریکا،
- شرکت هواپیمایی ویرجین بلو: شرکت هواپیمایی ارزانقیمت استرالیایی که در منطقه جنوبی اقیانوس آرام فعالیت میکند،
- آژانس مسافرتی بلو (به معنای آبی): سال ۲۰۰۰ در بریتانیا،
- شرکت هواپیمایی اِیر اِیشیا: یک شرکت هواپیمایی ارزانقیمت برای پرواز در مسیرهای طولانی، که پایگاه آن در مالزی است و ۲۰ درصد سهام این شرکت متعلق به گروه ویرجین است،
- شرکت ویرجین کروز: تور مسافرتی سفرهای دریایی،
- شرکت راهآهن ویرجین،
- شرکت ویرجین لیموزین: شرکت اجارهدهنده لیموزین با راننده در سانفرانسیسکو و شمال ایالت کالیفرنیا،
- شرکت رسانههای ویرجین: ارائهدهنده خط تلفن، تلویزیون کابلی، سرویس اینترنت با پهنای باند بالا، و سرویس تلفن همراه در بریتانیا در سال ۱۹۹۹،
- شرکت ویرجین رادیو: ایستگاه رادیویی بریتانیایی،
- شرکت ویرجین رادیو آسیا: مجموعهای از ایستگاههای رادیویی مستقر در هند و تایلند،
- شرکت ویرجین رادیو فرانسه: ایستگاه رادیویی مستقر در فرانسه،
- شرکت کتابهای ویرجین: شرکت چاپ، نشر، توزیع و فروش کتاب،
- شرکت ویرجین موبایل که در بریتانیا، استرالیا، کانادا، آفریقای جنوبی، آمریکا، فرانسه و هند خدمات تلفن همراه ارائه میدهد،
- شرکت کارت اعتباری ویرجین: ارائهدهنده کارت اعتباری،
- ویرجین اکتیو: باشگاههای بدنسازی زنجیرهای در بریتانیا، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و آفریقای جنوبی،
- لوازم آرایشی ویرجین به همراه فروشگاه اینترنتی آن،
- شرکت نوشابه ویرجین، تولیدکننده نوشابههای گازدار،
- شرکت پوشاک ویرجین،
- شرکت عروس ویرجین: شرکت دوخت و فروش لباس عروس در شهر منچستر بریتانیا،
- شرکت گل ویرجین: فروشگاه اینترنتی گل، و
- شرکت بانک سلامت ویرجین: شرکتی که به والدین آینده اجازه میدهد سلولهای بنیادی فرزندانشان را ذخیره کرده و در صورت ابتلای بیماری در آینده از آنها به عنوان درمان استفاده کنند. (سال تأسیس: ۱ فوریه ۲۰۰۷)
مقاله جالبی بود! ریچارد برانسون واقعاً یک الگوی خوب برای کارآفرینان جوان است.
بچه ها، اگه استقلال گل نزنن دیگه قهرمانیشون رو توی خواب ببینن! این که میگن شانس و اقبال، فقط برای بارسایی هاست!
🚀💡👏 ممنون!
🚀💡👏 موفقیت