گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی

چهارشنبه 6 مهر 1401 شعر

گفتار اندر ملاطفت با دشمن از روی عاقبت اندیشی از باب اول کتاب بوستان است ، سعدی در این شعر درمورد مدارا با دشمن سخن گفته است.

چو شمشیر پیکار برداشتی /نگه دار پنهان ره آشتی

که لشکر شکوفان مغفر شکاف /نهان صلح جستند و پیدا مصاف

دل مرد میدان نهانی بجوی /که باشد که در پایت افتد چو گوی

چو سالاری از دشمن افتد به چنگ /به کشتن درش کرد باید درنگ

که افتد کز این نیمه هم سروری /بماند گرفتار در چنبری

اگر کشتی این بندی ریش را /نبینی دگر بندی خویش را

نترسد که دورانش بندی کند /که بر بندیان زورمندی کند؟

کسی بندیان را بود دستگیر /که خود بوده باشد به بندی اسیر

اگر سر نهد بر خطت سروری /چو نیکش بداری، نهد دیگری

اگر خفیه ده دل بدست آوری /از آن به که صد ره شبیخون بری

حکایت در معنی عزت نفس مردان

گفتار اندر پوشیدن راز خویش

گفتار اندر دفع دشمن به رای و تدبیر

×

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا