اخیراً، زنان در محل کار مانند شریل سندبرگ، مدیر ارشد عملیات فیسبوک و مؤسس لینین دات ارگ، مطلبی را بهصورت مشترک در صفحهی مقابل بخش ویراستاری نیویورک تایمز نوشتهاند تا این کلیشهی سمی را به چالش بکشند: زنان در محل کار به یکدیگر یاری نمیرسانند یا تمایلی به این کار ندارند. این استاندارد دوگانه که از دیرباز وجود دارد، مردان را بهعنوان افرادی پرخاشگر و قدرتمند و زنان را بهعنوان افرادی گربهصفت و جیغجیغو توصیف میکند که تنها به فکر دستیابی به اهداف شخصی خود هستند.
سندبرگ به همراه ادم گرانت، استاد وارتون، نوشتند: ‘زنانی که قدرتشان را نمایان میکنند، دلیل نابرابری نیستند، بلکه نتیجهی نابرابریاند.’ تحقیقات نشان میدهند که در محیطهایی که اکثریت مردان هستند، زنان در محل کار ممکن است نگران جایگاه و موقعیت شغلیشان باشند و به همین دلیل تمایلی به صرف وقت برای دیگر زنان در محل کار ندارند. اگر تنها یک کرسی برای زنان وجود داشته باشد، یک زن مستعد ممکن است بهعنوان یک تهدید محسوب شود.
سندبرگ و گرانت توضیح دادند که زمانی که مخاطرات زیاد باشد و جایی برای اشتباه وجود نداشته باشد، واکنش طبیعی به تبعیض، محافظت شدید از موقعیت بهدستآمده است. ‘این رفتار ذاتاً زنانه نیست. این یک واکنش طبیعی به تبعیض است، زمانی که در جمعی هستیم که تحت سلطهی جنس دیگر قرار دارد.’
تنها ۴ درصد از مدیران عامل فهرست فرچون ۵۰۰ را زنان تشکیل میدهند، رقمی که با هر معیاری غیرقابل قبول است. اما مطالعات نشان میدهند که زمانی که در جایگاههای رهبری وجود گوناگونی صدا و چندین زن در این میز مدیریت بهعنوان اعضای کرسی وجود داشته باشد، همه موفق خواهند شد. در ادامه، ۴ استدلال را میخوانید که نادرستی افسانههای مربوط به زنان در محل کار را نمایان میسازد.
- زنان مانع پیشرفت دیگر زنان نمیشوند. محققانی از دانشگاه مریلند و دانشکدهی کسبوکار کلمبیا دادههای ۱۵۰۰ مؤسسه با رتبهی استاندارد و پایینتر را بررسی کردند و دریافتند که مدیران عامل مؤنث غالباً در شرکتهایی یافت میشوند که به دلایل مشهود و غیرمشهود بهطور کلی تمایل به حضور بیشتر زنان دارند. یافتههای آنها علیه ‘سندروم زنبور ملکه’ استدلال میکند.
- زنان بهواقع دیگر همکاران مؤنث خود را تخریب نمیکنند. گزارشی از سازمان کاتالیست نشان داد که ۶۵ درصد از زنان و ۵۶ درصد از مردانی که در مراحل پیشرفتشان از حمایت حرفهای بهرهمند بودهاند، اکنون همین حمایت را با استخدامهای جدید ارائه میدهند. ۷۳ درصد از این زنان به پرورش استعدادهای مؤنث جدید پرداخته و در حالیکه تنها ۳۰ درصد از مردان چنین کاری را انجام میدهند.
- واقعیات نشان میدهد که زنان مذاکرهکنندگان بدی نیستند. پژوهشی از دانشگاه نوتردام ارتباطی بین تنوع اظهارات (نظرات مختلف) در اتاق هیات مدیره و ادغامها و ترکیبهای کمتر نشان داد. استادان دانشگاه بریتیش کلمبیا همچنین دریافتند که شرکتهایی که تحت هدایت مدیران زن هستند، هزینهی کمتری را صرف این نوع مسائل میکنند. نه تنها این، بلکه آزمایشی از سوی دانشگاه تگزاس نشان داد که وقتی زنان در محل کار در مورد حقوق خود مذاکره میکنند، بهطور متوسط ۷۰۰۰ دلار کمتر از همتایان مذکر خود درخواست میکنند، و زمانی که مردان و زنان در محل کار برای همکاران مذاکره میکنند نیز همین میزان پول را درخواست میکنند. بهطور خاص، زنان در زمینهی ساماندهی معاملات، مهارتهای هوشمندانهای دارند، اما وقتی بهدنبال ارتقای خود هستند، قادر به مبارزه هستند، بهویژه به این دلیل که به استناد تحقیقی از هاروارد و کارنگی ملون، زنان ممکن است به خاطر مذاکره جریمه شوند.
- زنان تنها نگران تعادل کار و زندگی نیستند. نظرسنجی اخیر از سوی ICEDR بر روی نسل هزارهی فعلی نشان داد که مهمترین دلایل ترک کار زنان در محل کار در دهههای ۲۰ و ۳۰ زندگیشان این است که موقعیت شغلی بهتری با پرداختی بیشتر، فضای رشد و پیشرفت حرفهای بیشتر یا کار معنادارتر و جذابتر یافتهاند. آیا دلیل دیگری وجود دارد که در آن لیست نباشد؟ آنها کارهای بیثمر را ترک میکنند زیرا میخواهند نقش با مسئولیت کمتری داشته باشند یا میخواهند خانواده تشکیل دهند.
💪👩💼✨ متشکرم
موضوع بسیار مهمی را مطرح کردین! واقعاً وقت آن است که کلیشههای سمی رو بشکنیم و به جای رقابت، به همدیگه کمک کنیم. این تغییر رو در رفتار همهمون باید ببینیم تا محیط کار بهتری بسازیم. فقط یکم بیشتر روی راهکارها کار کنید تا عملیتر بشه!
💪🌸🤝 ممنون