رازهای تربیت فرزندان موفق در زندگی مشترک

بروزرسانی: سه‌شنبه 15 مهر 1404 موفقیت
می خواهید فرزندانتان بعد از ازدواج موفق باشند

فرزندان‌تان در زندگی مشترک موفق باشند

اگر از همین حالا نگران آینده فرزندتان هستید و می‌خواهید فرزندی قوی به جامعه تحویل دهید، به تمامی سوالات شما در این مقاله پاسخ داده شده است.

می‌دانم که پاسخ همه پدر و مادرها به این سوال‌ها مثبت است، بنابراین در تربیت فرزندان موفقتان جدی باشید و به این نکات توجه کنید و در کنار تغذیه مناسب و ورزش این موارد را نیز رعایت نمایید:

می‌خواهید فرزندانتان بعد از ازدواج موفق باشند

فرزندانتان در زندگی مشترک موفق باشند
تربیت فرزندان موفق

مدام در فکر این هستم که دیگر دوستم ندارد. نشسته بودم در اتاق که یک زوج جوان وارد شدند. در نگاه اول به نظر می‌رسید که آن‌ها زوج ایده‌آل و خوشبختی هستند، تا اینکه مرد شروع به صحبت کرد: «خانم دکتر، از حساسیت بیش از حد همسرم خسته شدم. اگر دستم در کار باشد و نتوانم جواب تماسش را بدهم، سریع ناراحت می‌شود و قهر می‌کند. اگر جواب پیامش را دیر بدهم، به او برمی‌خورد، اگر از گل کمتر بگویم اشکش در می‌آید و…». این صحبت‌ها برایم بسیار آشنا بود.

از مرد خواستم که بیرون اتاق بنشیند تا با خانم به تنهایی صحبت کنم. وقتی از او پرسیدم دلیل این رفتار چیست، همان پاسخی را داد که منتظرش بودم: «وقتی او این کارها را می‌کند، با خودم فکر می‌کنم که حتما دیگر دوستم ندارد، حتما از ازدواج با من پشیمان شده، شاید من کار اشتباهی کرده‌ام و از دستم دلخور شده، نکند قهر کرده، نکند به زن دیگری علاقه پیدا کرده…». این همه «حساسیت به طرد شدن» معمولاً ریشه در دوران کودکی و روابط فرد با والدین دارد، بخصوص در سال‌های ابتدایی زندگی.

از روابط او با والدین و دوران کودکی‌اش پرسیدم و به همان جوابی که می‌خواستم رسیدم: «هر کار اشتباهی که می‌کردم، پدرم تهدیدم می‌کرد و می‌گفت که دیگر بابای من نیست! و با من چند روز قهر می‌کرد. این جمله آن‌قدر من را مضطرب می‌کرد که حاضر بودم کتکم بزنند ولی این جمله را تکرار نکنند!» ناخودآگاه غمگین شدم. یاد زنی افتادم که دیروز با حالتی روشنفکرانه به من گفت: «من از آن مادرهایی نیستم که بچه‌هایم را بزنم. در عوض وقتی بچه‌هایم کار بدی می‌کنند، فقط به آن‌ها می‌گویم دیگر دوستتان ندارم! دیگر بچه‌های من نیستید! آن‌ها هم از ترسشان دیگر آن کار را تکرار نمی‌کنند!» و وقتی در پاسخ به او گفتم: «باور کن اگر خدای ناکرده بچه‌هایت را بزنی بدتر از این نیست که با گفتن چنین جملات اشتباهی امنیت روانی آن‌ها را به خطر بیندازی!» صحبت من را نپذیرفت!

ای کاش والدین در اتاق‌های مشاوره حاضر بودند تا بفهمند برخی جملاتی که مثل نقل و نبات به فرزندانشان می‌گویند، همچون خنجری است که روح و روان فرزندانشان را زخمی می‌کند، زخم‌هایی که ممکن است تا پایان عمر باقی بماند و حتی روابط آینده آن‌ها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

فرزندانتان در زندگی مشترک موفق باشند
تربیت فرزندان موفق

این 4 جمله را هرگز به فرزندتان نگویید

  • «من دیگر مامانت نیستم» والدین قرار است برای فرزندانشان «تکیه‌گاه»‌های امن باشند، تا بچه‌ها به آن‌ها دلبستگی ایمن پیدا کنند و به احساس آرامش و امنیت روانی برسند. وقتی والدین با گفتن جملاتی همچون «اگر این کار را بکنی دیگر بچه من نیستی» یا «من دیگر مامان یا بابای تو نیستم» سعی می‌کنند فرزندانشان را تنبیه یا کنترل کنند، در حقیقت «دلبستگی ایمن» آن‌ها را مختل می‌کنند. بچه‌ها باید احساس کنند که والدینشان همیشه در دسترس، یاری‌دهنده و حمایتگر هستند و زمانی که به این احساس نرسند، دچار «دلبستگی ناایمن» می‌شوند.
  • «اگر این کار را بکنی دیگر دوستت ندارم» یکی دیگر از نیازهای روانی اصلی بچه‌ها برای رسیدن به سلامت روان و آرامش روحی، دریافت «توجه مثبت نامشروط» است. توجه مثبت زمانی است که ما به شیوه‌ای مثبت فرزندانمان را مورد توجه قرار می‌دهیم، مثل زمانی که به آن‌ها ابراز علاقه و محبت می‌کنیم، در آغوششان می‌گیریم یا می‌بوسیم. توجه مثبت نامشروط یعنی طوری رفتار کنیم که فرقی نمی‌کند فرزند ما چگونه است و چه کارهایی انجام می‌دهد، ما او را دوست داریم و او نیز این را می‌داند که تحت هر شرایطی والدینش عاشق او هستند، بنابراین به احساس آرامشی دلپذیر می‌رسد. اما اگر عشق و علاقه‌امان به فرزندمان مشروط باشد و بگوییم اگر این کار را انجام دهی دوستت دارم و اگر آن کار را انجام دهی دیگر دوستت ندارم، در این صورت به او توجه مثبت مشروط می‌دهیم. سرنوشت چنین کودکانی مشخص است، آن‌ها کسانی هستند که حتی در بزرگسالی نیز دائم نگران از دست دادن توجه و علاقه والدین یا نزدیکانشان هستند و ممکن است به‌طور وسواس‌گونه‌ای همیشه در تلاش باشند تا تأیید و رضایت دیگران را کسب کنند، حتی اگر این مسئله به زندگی‌شان لطمه بزند.
  • «از بچه‌های مردم یاد بگیر» احتمالاً اکثر ما تجربه مقایسه‌شدن با «بچه‌های مردم» را داشته‌ایم. این را می‌توان از جوک‌هایی که در این زمینه نوشته شده متوجه شد. ما هرگز حق نداریم فرزند خود را با بچه‌های دیگر مقایسه کنیم. مقایسه همیشه نوعی «تحقیر» به همراه دارد که احساس ناخوشایندی را به فردی که مورد مقایسه قرار گرفته منتقل می‌کند. از همه بدتر این که ما با این کار روحیه «خود مقایسه‌گری» را در فرزندانمانپرورش می‌دهیم که موجب می‌شود آن‌ها حتی تا آخر عمر در حال مقایسه خود با دیگران و در نتیجه عذاب کشیدن باشند.
  • «تو نمی‌تونی یا تو عرضه‌اش رو نداری» هر جمله‌ای که مفهوم آن ناتوان بودن، بد بودن، تنبل بودن یا بی‌عرضه بودن فرزند ما باشد، جدا از این که احساسات منفی و ناخوشایندی را در فرزندمان ایجاد کند، ممکن است باعث شود که فرزندان ما واقعا این برچسب‌ها را بپذیرند و باور کنند و در نتیجه به مرور زمان به آدم‌های ناتوان، بی‌اعتماد به نفس و بی‌انگیزه تبدیل شوند. مراقب برچسب‌هایی که به فرزندانتان می‌زنید باشید، زیرا خیلی اوقات آن‌ها به‌طور ناخودآگاه شبیه همان برچسب‌ها می‌شوند.

تربیت فرزندان موفق

کلمات مخرب در تربیت کودکان

چگونه کلمات مخرب را در تربیت کودکان شناسایی کنیم؟

تغییر ذهنیت مالی: کلید موفقیت در سرمایه‌گذاری

تغییر ذهنیت مالی: کلید موفقیت در سرمایه‌گذاری

آخرین دیدگاه‌ها

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا