قدرت رسانه‌ها: سرنوشت‌سازان تاریخ معاصر

بروزرسانی: دوشنبه 31 شهریور 1404 سینما ، موفقیت
قدرت رسانه‌ها: سرنوشت‌سازان تاریخ معاصر

نقش رسانه‌ها در تاریخ در شکل‌گیری برداشت انسان معاصر از جهان پیرامون، نقش بیشتری از آنچه که تصور می‌کنیم، ایفا می‌کنند. امروزه ما در عصر رسانه‌ها زندگی می‌کنیم، چه رسانه‌های چاپی و دیداری مانند روزنامه‌ها و تلویزیون و چه مجازی مانند اینترنت. رسانه‌های دیجیتال و مجازی در این بین، قسمتی مهم از جامعه جهانی امروز را به خود جلب کرده‌اند. نوشتار حاضر به بررسی جایگاه و نقش رسانه‌ها در تاریخ در سده‌های اخیر با تمرکز بر تبلیغات رسانه‌ای و تأثیر آن بر مردم پرداخته است.

نقش رسانه‌ها در تاریخ

در سال ۱۹۳۳ میلادی، زمانی که آدولف هیتلر، رهبر حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان به قدرت رسید، روزنامه و رادیو به عنوان رسانه‌های تأثیرگذار آن زمان شناخته می‌شدند. در این راستا، داشتن روزنامه برای کسانی که به دنبال کسب قدرت بودند، بسیار حائز اهمیت بود. فولکیشر بئوباختر (Völkischer Beobachter) روزنامه‌ای بود که حزب در سال ۱۹۲۰ با کمک برخی حامیان خود خریداری کرد. زمانی که یوزف گوبلس رهبری شعبه برلین حزب را در سال ۱۹۲۶ بر عهده گرفت، روزنامه حمله (Der Angriff) را منتشر کرد.

یولیوس اشترایشر، از شخصیت‌های اصلی نژادپرست و ضدسامیت حزب که بعدها در دادگاه نورنبرگ به مرگ محکوم شد، مسئول هفته‌نامه مهاجم (Der Stürmer) بود. اهمیت نقش رسانه‌ها در تاریخ برای ناسیونال سوسیالیست‌ها با این نمونه‌ها نمایان است. آنها فقط بر روی سخنرانان حزبی کار نمی‌کردند بلکه دکتر گوبلس به خوبی از عهده مدیریت تبلیغات در سطح ملی برمی‌آمد!

تبلیغات یک‌طرفه به همراه سانسور و سرکوب رقبای سیاسی در شرایطی که مردم دسترسی کمتری به دیگر منابع اطلاعاتی داشتند، باعث شد بسیاری از فعالیت‌های دولت آلمان نازی از چشم مردم پنهان بماند. هیتلر به قدرت کلمه ایمان داشت و معتقد بود که توده‌ها مشابه زنان به تحریک و حمایت نیاز دارند؛ این موضوع از دو طریق انجام می‌شد: از طریق سخنرانی‌های قاطع و نمایش‌های خیابانی.

آلمان نازی را می‌توان به عنوان امپراتوری تبلیغات در تاریخ توصیف کرد. رایش مارشال هرمان گورینگ در سوگ کشتگان استالینگراد یک سخنرانی تاریخی-حماسی ایراد کرد که هنوز پس از دهه‌ها تأثیرگذار است. ‌هاینریش هیملر، رهبر نیروهای اس‌اس نیز از دیگر سخنرانان مهم حکومتی بود. سران آلمان نازی به نیروی جادویی تبلیغات اعتقاد کامل داشتند و این ویژگی از هیتلر به ارث برده شده بود.

نمایش‌های پرزرق و برق خیابانی و نظامی به همراه هزاران پرچم رنگی که انتشارات Osprey کتاب‌هایی درباره آن‌ها منتشر کرده است، همچنین المپیک برلین و فیلم تبلیغاتی «پیروزی اراده» به کارگردانی لنی ریفنشتال، همه نشان می‌دهند که حزب نازی تا چه اندازه به جلب توجه مردم از طریق «تبلیغات» اهمیت می‌داد. این رسانه، یعنی روزنامه و تریبون سخنرانی، در سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۳ و سپس ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۳ میلادی، کامیابی و شهرت حزب نازی را به همراه داشت.

آنها با اشاره به مشکلات «موجود»، راه یک «وجود» آرمانی را ترسیم می‌کردند. همه از آن مشکلات باخبر بودند، اما این تریبون و روزنامه بود که می‌توانست با تأثیرگذاری بر باورهای جمعی، آن‌ها را به سمت یک جریان سیاسی سوق دهد. هیتلر این تکنیک را از چپ‌ها آموخته بود، چپ‌ها نیز از طریق سخنرانی‌های همگانی و نشریات خود فعالیت می‌کردند. سوال اصلی این است: آیا مردم تنها با تبلیغات نازی‌ها فریب خوردند و به حزبی رأی دادند که سرنوشت آلمان را به این شکل رقم زد؟ برای پاسخ به این سؤال، می‌خواهیم به «مردی که برگشته» نگاه کنیم.

پیشوا، روی آنتن زنده!

فیلم سینمایی «ببین کی برگشته»، به انگلیسی Look whos back و به آلمانی Er ist wieder da، به کارگردانی داوید ونندت و تهیه‌کنندگی لارس دیتریش و کریستوفر مولر، با فیلمنامه‌ای از یوهانس بوس و مینا فیشگارت بر اساس رمانی از تیمور ورمش، در اکتبر ۲۰۱۵ میلادی به نمایش درآمد.

الیور ماسوچی در نقش آدولف هیتلر، فابیان بوش در نقش فابیان زاواتسکی، کاتیا ریمان در نقش کاتیا بلینی، کریستوف ماریا هربست در نقش کریستوف زنزنبرینک، فرانتسیکا ولف در نقش فرانتسیکا کرومایر و میکاییل کسلر در نقش میکاییل ویتسیشمان، در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند. داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که آدولف هیتلر ناگهان خود را در یک باغچه در یک روز آفتابی در برلین می‌یابد، در حالی که از جنگ، پرواز بمب‌افکن‌های متفقین، صدای دود و غرش گلوله و توپ هیچ نشانی نیست. هیتلر، سردرگم به خیابان می‌رود.

نقش رسانه‌ها در تاریخ

او مردمی را می‌بیند که در یک دنیای مدرن زندگی می‌کنند، تلفن‌های هوشمند در دست دارند، با او عکس می‌گیرند، به او می‌خندند و بر صورتش اسپری فلفل می‌پاشند. او به طور تصادفی به دکه روزنامه‌فروشی می‌رسد و به دنبال یافتن تاریخ آن روز، روزنامه‌ای را می‌نگرد؛ سال ۲۰۱۴ میلادی! هیتلر در ابتدا از ماجرا سردر نمی‌آورد. در دکه مشغول مطالعه می‌شود و درمی‌یابد که جنگ جهانی دوم به پایان رسیده است.

او زمان زیادی در دکه نمی‌ماند تا اینکه یک کارمند تلویزیون به آنجا می‌رسد و تصمیم می‌گیرد از او شهرتی کسب کند. آنها در آلمان سفر کرده و فیلم‌هایی از گفت‌وگوی هیتلر با مردم درباره سیاست ضبط می‌کنند. ورود هیتلر به جلسه مدیران شبکه تلویزیونی در این بین، نظر آنها را جلب می‌کند. او همان کسی است که تلویزیون به آن نیاز دارد؛ مردم به همین ترتیب پیشوا را مشاهده می‌کنند که روی آنتن زنده برنامه اجرا می‌کند.

اندیشه نمی‌میرد

قدرت رسانه‌ها محور این فیلم است؛ رسانه‌هایی که می‌توانند جهان‌بینی ما را دگرگون کنند. ورود هیتلر به یک شبکه تلویزیونی با موج گسترده‌ای از گفت‌وگوها و پیشوازها روبرو می‌شود. او در نخستین برنامه طنز، همان شیوه همیشگی سخنرانی خود را به کار می‌گیرد؛ سکوتی طولانی که در دل مخاطب هراس ایجاد می‌کند. هیتلر به میهمان همیشگی همه برنامه‌های شبکه تبدیل می‌شود اما این بار با یک مضمون طنزآمیز، با بیان باورهای شخصی‌اش که باعث خنده مخاطب می‌شود.

تلویزیون برای او اهمیت زیادی دارد: «این تلویزیونه؟ چه فناوری پیشرفته‌ای! چه راه فوق‌العاده‌ای برای تبلیغات!»؛ اینها جمله‌هایی است که هیتلر در زمان دیدن تلویزیون برای نخستین‌بار بر زبان می‌آورد. داستان فیلم، سپس به نقد نقش رسانه‌ها در تاریخ می‌پردازد.

حمله هیتلر به برنامه‌های تلویزیونی و انتقاد از مضامین آنها، محبوبیت زیادی را برای او در میان مردم به ارمغان می‌آورد. او بیان می‌کند: «ما بر لبه پرتگاه ایستاده‌ایم اما آن را نمی‌بینیم زیرا در حال تماشای برنامه آشپزی هستیم». او با استفاده از این رسانه به مشکلات اجتماعی نظیر بیکاری جوانان، افزایش سالمندان، کاهش تولد و مهاجرت خارجی‌ها اشاره کرده و یادآور می‌شود که این پرتگاه‌ها به فراموشی سپرده شده‌اند زیرا مخاطبان با برنامه‌های آشپزی و سریال‌های خسته‌کننده سرگرم شده‌اند.

قدرت کلمه هیتلر اکنون در تریبون تلویزیون قرار می‌گیرد: «موضوع این است که رفتن من به تله فیلم خودم یک نیاز ضروری‌ست: سیاست». پیشوا در سفرهای کاری، با مردم درباره سیاست و مسائل روز گفت‌وگو می‌کند. در این بخش، لایه دیگری از مسائل مطرح می‌شود؛ مشکلات اجتماعی و سیاسی آلمان کنونی که با بیان آنها، ارتباطشان با تاریخ مشخص می‌شود. او در گفت‌وگویی با متصدی رستوران، می‌گوید رأی نمی‌دهد زیرا دموکراسی اغفال‌گر است و سپس به بیان نظرات خود درباره خارجی‌ها می‌پردازد.

نقش رسانه‌ها در تاریخ

افرادی که با هیتلر گفت‌وگو می‌کنند، همه از یک پدیده شکایت دارند؛ خارجی‌ها، مهاجرانی که از کشورهای آسیایی و آفریقایی آمده و جای آلمانی‌ها را تنگ کرده‌اند. مسائلی مانند بیکاری، اقتصاد و بی‌اعتمادی به سیاست نیز مطرح می‌شود که هیتلر آن را در عبارت «سرخوردگی سیاسی» خلاصه می‌کند. می‌دانیم که پدیده مهاجرت از آسیا و آفریقا به اروپا در سده‌های اخیر یک چالش دائمی بوده است که دلایل مختلفی برای آن وجود دارد؛ از مسائل درونی گرفته تا جنگ و آوارگی. بزرگترین موج مهاجرت در دوران کنونی، پناهندگان سوری هستند که بیشترین فشار را بر جامعه اروپایی وارد کرده‌اند. در اینجا مسأله سوءتفاهم‌ها و تفاوت‌ها مطرح است.

اگر دولت با استفاده از امکانات خود به یک پناهنده رسیدگی کند، فرد بومی ناراضی باز هم دولت و پناهنده را به عنوان عامل همه مشکلات زندگی خویش می‌داند. خود پناهندگان نیز در شرایط دشواری به سر می‌برند و اقتصاد کشورهای اروپایی توانایی تأمین نیازهای ایده‌آل شهروندان و پناهندگان را ندارد. تفاوت‌های مذهبی و فرهنگی بهانه‌هایی برای افراط‌گرایان است تا یکدیگر را به نقض فرهنگی متهم کنند؛ یک پناهنده ممکن است رفتار عادی شهروند آلمانی را هنجارشکن بپندارد و برعکس، یک آلمانی از آداب و رسوم پناهندگان ناخشنود باشد. افراط‌گرایانی مانند نونازی‌ها، البته تنها به دنبال بهانه اند و همه را تحت یک دیدگاه قرار می‌دهند.

فضای کنونی اروپا به تنش راست‌افراطی، مسائل اقتصادی و مشکلات پناهجویان گرفتار شده است. هیتلرِ فیلم به درستی باورهای کنونی و البته تاریخی نازی‌ها را یادآوری می‌کند؛ نابودی نژاد اصیل در صورت اختلاط نژادی! او با طنزی جالب حتی ویکی‌پدیا را یک ابداع آریایی می‌نامد! اشاره به نونازی‌ها به وضوح در فیلم نمایان است و تصویرها و ویدیوهای واقعی آنها در فیلم گنجانده شده است.

هیتلر در آغاز، هنگام مطالعه روزنامه‌ها، به سوسیال دموکرات‌های کنونی می‌خندد. از دید او دیگر احزاب جز سبزها ارزشی ندارند. اگر بخواهیم جنبه‌ای تاریخی به ماجرا ببخشیم، با چه تصوری روبرو خواهیم شد؟ نقش رسانه‌ها در تاریخ این بار همچون سال‌های قدرت‌گیری هیتلر، نقشی محوری در موفقیت او ایفا می‌کنند؛ ابزاری برای بیان مسائل سیاسی و اجتماعی کشور! هیتلر و حزب نازی در آن سال‌ها نیز مسائل را از پشت تریبون به شکل قاطع و تاثیرگذار بیان می‌کردند. این پیام، گویی در فیلم نهفته است که اکنون نیز آلمان با مشکلاتی مواجه است که صعود تندروهای راست را می‌تواند به همراه داشته باشد. این رویکرد بارها به وضوح در فیلم مشاهده می‌شود.

اگر صحبت‌های دهه ۱۹۲۰ میلادی درباره سرمایه‌داران، یهودی‌ها و خائنانی بود که توافق‌نامه ورسای را امضا کردند، محور گفت‌وگوها در سال ۲۰۱۴ میلادی درباره خارجی‌ها و بیکاری است؛ بیکاری همان مسئله‌ای بود که در سال ۱۹۲۳ به حزب نازی برای یک کودتا و در سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۳ میلادی به هیتلر برای به‌دست آوردن قدرت سیاسی یاری رساند. ترس مشابه آن امروزه نیز وجود دارد؛ اینکه جریان‌های نونازی چگونه از مسائل سوءاستفاده کرده و به دنبال بازگشت به قدرت هستند. یک حزب راست افراطی در انتخابات پیش رو در آلمان، برای نخستین بار از زمان جنگ دوم، شانس دارد که به پارلمان برسد؛ گویی این هراس تاریخی دوباره در دل اروپا زنده شده است.

اهمیت نقش رسانه‌ها در تاریخ در شکل‌دهی ذهنیت‌ها، بهره‌برداری تاریخی افراط‌گرایان از این ابزار برای کسب قدرت، نقش بسترهای اجتماعی و سیاسی در چگونگی استفاده از رسانه و چالش مسائل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی برای مردم که باعث می‌شود در برابر رسانه کمتر قدرت بازدارندگی داشته باشند، در این میان مطرح است. اندیشه هرگز نمی‌میرد و از میان نمی‌رود. اندیشه ناسیونال سوسیالیسم با تفاوت‌هایی در حال رشد در اروپای مرکزی است.

مسائل اقتصادی و اجتماعی مانند مهاجرت پناهجویان و خارجی‌ها، بستر رشد چنین جریانی است و رسانه نیز ابزاری برای آن رشد به شمار می‌آید؛ به ویژه رسانه‌های مجازی و دیجیتال! نگاهی به ویدیوهایی که افراط‌گرایان راست در فضای مجازی منتشر می‌کنند، گویی ما را به نیمه نخست دهه ۴۰ میلادی و سال ۱۹۳۳ بازمی‌گرداند؛ با این تفاوت که ابزار و رسانه‌های تبلیغاتی تغییرات شگرفی یافته‌اند.

نکته پایانی در فیلم، جمله‌ای از هیتلر در پایان آن است: «آلمان من‌ و انتخاب کرد… پس تو باید تمام مردمی که این هیولا را انتخاب کردند، محکوم کنی… آن‌ها در عمق وجودشان شبیه من بودند». گرچه تبلیغات و رسانه‌ها بخشی از عوامل تاریخی قدرت‌یابی نازی‌ها به شمار می‌روند، اما این مردم بودند که برای رهایی از آن مشکلات، آگاهانه انتخاب کردند و به حزب نازی رأی دادند، یا در دوران رفاه رایش سوم پیش از آغاز جنگ، در برابر خشونت‌های درونی و بیرونی هیتلر سکوت کردند. رسانه نقش محوری در شکل‌دهی ذهنیت‌ها دارد؛ اما در نهایت این فرد و جامعه هستند که برمی‌گزینند.

این جمله به شکل آگاهانه‌ای در پایان فیلم گنجانده شده است؛ اگر تصور کنیم که مردم دوباره به تندروهای راست روی می‌آورند، باید از پیش بدانند که یک بار چنین «انتخابی» را انجام داده‌اند و همه آن‌ها به خاطر پیروی از اندیشه و حکومت ناسیونال سوسیالیسم، توسط تاریخ‌نگاران و دیگر مردم مورد قضاوت قرار خواهند گرفت.

پایان ماجرا؛ تاریخ، جامعه، اخلاق

فیلم به این شکل پایان می‌یابد که هیتلر می‌گوید: «این مکان برای من عالیه». در حالی‌که تصاویری از نونازی‌ها پخش می‌شود! مسئله بر سر پیروزی یا شکست دوباره راست افراطی در آن سطحی نیست که نونازی‌ها دولت تشکیل دهند، زیرا این واقعیت ندارد. موضوع بر سر گرایش جوانان و مردم به سوی این اندیشه است.

فیلم «ببین کی برگشته» گرچه به سبک کمدی ساخته شده است و ضعف‌هایی مانند شعارزدگی در برخی سکانس‌ها دارد، اما در درک چندین پدیده و وضعیت بسیار مفید است؛ اول، شرایط کنونی فکری آلمان در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی، دوم، نقش رسانه‌ها در تاریخ در شکل‌دهی به ذهنیت مردم و معرفی شخصیت‌ها یا تفکرات ناشناخته و سوم، مقایسه و برابرسازی مسائل کنونی آلمان با زمانی که هیتلر به قدرت رسید و در نهایت یک مسئله اخلاقی درباره «انتخاب» و چشم‌پوشی از آنچه هانا آرنت «مسئولیت شخصی» می‌نامد. بدین ترتیب، فیلم چندین لایه تاریخی، جامعه‌شناختی و اخلاقی را در برمی‌گیرد و از این منظر اهمیت زیادی دارد.

منبع: برترینها

سالن کنسرت والت دیزنی

معماری مدرن در قلب لس آنجلس: سالن کنسرت والت دیزنی

روز نامه نگار بهروز بهزادی

چالش‌ها و دستاوردهای روزنامه‌نگاری با بهروز بهزادی

آخرین دیدگاه‌ها

  • آتنا گفت:

    مقاله جالبی بود، یادآوری کرد که رسانه‌ها چه تأثیری در تاریخ ما دارند. اینترنت هم مانند رادیو و روزنامه اهمیت زیادی داره.

  • نیما گفت:

    خیلی جالب بود! واقعاً رسانه‌ها تأثیر زیادی در تاریخ معاصر دارن. مخصوصاً روزنامه و رادیو در زمان‌های انتخابات.

  • امیر گفت:

    همین که می‌بینم تیم شما چطور لگد می‌زنه، یادم میاد چرا همیشه اول می‌ریختیم تو چمن! 😂 برام دعا کنین فردا هم مدافعای شما پنالتی نزنن، بازیکنا قشنگ بلدن چطوری لیز بخورن!

  • Ali گفت:

    این تیم شما که فقط داره میره تو زمین تا رئال رو خوشحال کنه! امیدوارم برا گلزنی کنین، چون تا حالا که فقط دارین توپ رو بغل میزنید!

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا