فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام

سه‌شنبه 1 شهریور 1401 شعر

شعر فی نعت سید المرسلین علیه الصلوة و السلام یکی از اشعار سعدی در بخش نیایش خداوند از بوستان می باشد که در وصف پیامبر اکرم (ص) سروده شده است.

 

کریم السجایا جمیل الشیم / نبی البرایا شفیع الامم

امام رسل، پیشوای سبیل / امین خدا، مهبط جبرئیل

شفیع الوری، خواجه بعث / نشرامام الهدی، صدر دیوان حشر

کلیمی که چرخ فلک طور اوست / همه نورها پرتو نور اوست

شفیع مطاع نبی کریم / قسیم جسیم نسیم وسیم

یتیمی که ناکرده قرآن درست / کتب خانهٔ چند ملت بشست

چو عزمش برآهخت شمشیر بیم / به معجز میان قمر زد دو نیم

چو صیتش در افواه دنیا فتاد / تزلزل در ایوان کسری فتاد

به لا قامت لات بشکست خرد / به اعزاز دین آب عزی ببرد

نه از لات و عزی برآورد گرد / که تورات و انجیل منسوخ کرد

شبی بر نشست از فلک برگذشت / به تمکین و جاه از ملک درگذشت

چنان گرم در تیه قربت براند / که بر سدره جبریل از او بازماند

بدو گفت سالار بیت‌الحرام / که ای حامل وحی برتر خرام

چو در دوستی مخلصم یافتی / عنانم ز صحبت چرا تافتی؟

بگفتا فراتر مجالم نماند / بماندم که نیروی بالم نماند

اگر یک سر موی برتر پرم / فروغ تجلی بسوزد پرم

نماند به عصیان کسی در گرو / که دارد چنین سیدی پیشرو

چه نعت پسندیده گویم تو را؟ / علیک السلام ای نبی الوری

درود ملک بر روان تو باد / بر اصحاب و بر پیروان تو باد

حکایت عابد با شوخ دیده

نخستین ابوبکر پیر مرید / عمر، پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند عثمان شب زنده‌دار / چهارم علی، شاه دلدل سوار

خدایا به حق بنی فاطمه / که بر قولم ایمان کنم خاتمه

اگر دعوتم رد کنی ور قبول / من و دست و دامان آل رسول

چه کم گردد ای صدر فرخنده پی / ز قدر رفیعت به درگاه حی

که باشند مشتی گدایان خیل / به مهمان دارالسلامت طفیل

خدایت ثنا گفت و تبجیل کرد / زمین بوس قدر تو جبریل کرد

بلند آسمان پیش قدرت خجل / تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل

تو اصل وجود آمدی از نخست / دگر هرچه موجود شد فرع توست

ندانم کدامین سخن گویمت / که والاتری زانچه من گویمت

تو را عز لولاک تمکین بس است / ثنای تو طه و یس بس است

چه وصفت کند سعدی ناتمام؟ / علیک الصلوة ای نبی السلام

 

سبب نظم کتاب

شعر سرآغاز بوستان سعدی

سرآغاز

×

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا