شعر طنز زیبا درباره زن سالاری

شنبه 6 مرداد 1397 دسته‌بندی نشده
شعر طنز زیبا درباره زن سالاری
شعر بسیار خنده دار و بامزه از زن سالاری و مظلومیت مردهای امروزی در خانه شعری طنز فقط محض خنده بخونید و بخندید. نه مرد سالاری و نه زن سالاری بلکه باید عشق سالاری در خانه ها باشه تا یک زندگی شیرین و مملو از محبت به هم هدیه کنیم.

«همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»
موقـع بحث هوو- لیک هیاهـــــو می کرد!

بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید
نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!

وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم
زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد

طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم-
معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد

بهـــر او فاخته می دادم و می دیدم شب
داخل تابـــه به آن سس زده کوکو می کرد!

آخـــــــر برج کــــه هشتم گرو نه می شد
باز از مـــــن طلب ماهــــی و میگو می کرد

فیش دریافتــــــــــی بنده از او مخفی بود
زن همکـــــار ولی دست مـــــرا رو می کرد

دخل یکمـــــــــاه مرا می زد و ظرف یکروز
خـــرج مانیکــــــــور و میزامپلی مو می کرد

گـــــر نمی دادم بــــــا اشک سر مژگانش
آب می زد بــــــــــه ته جیبم و جارو می کرد

زندگی خواهــــر خود را می خورد
کاو بــــه مچ – تـــا سرآرنج- النگو می کرد

نظـــــــــــر مادرش از هر نظری حجت بود
هر چــــــــه می کرد فقط با نظر او می کرد

بر خلافش اگـــــر آن دم نظری می دادم
لنگــــــه ی کفش نثــــار من هالو می کرد

کاشکی دست بزن داشتم امــا چه کنم
که خدا قسمت او شوهـــــر مظلومی کرد!

منبع:نمناک

bafte kolahe , va shale

بافت کلاه وشال گردن مدل (پیچ و لوزی)

این جملات آزاردهنده را هرگز به همسرتان نگویید

×

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا