حکایت پندآمیز از بوستان سعدی

دوشنبه 19 دی 1401 شعر

در اینجا یکی از حکایت های پند آمیز از باب پنجم بوستان را میخوانیم ، سعدی در این حکایت درباره  فردی روستایی که حیوان خود را از دست داده است روایت میکند.

یکی روستایی سقط شد خرش/علم کرد بر تاک بستان سرش

جهاندیده پیری بر او بر گذشت/چنین گفت خندان به ناطور دشت

مپندار جان پدر کاین حمار/کند دفع چشم بد از کشتزار

که این دفع چوب از سر و گوش خویش/نمی‌کرد تا ناتوان مرد و ریش

چه داند طبیب از کسی رنج برد/که بیچاره خواهد خود از رنج مرد؟

حکایت درباره فرد مفلس

حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر

×

ارسال دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انتخاب استان برای وضعیت آب‌و‌هوا